خواهم که کنم بار دگر در تو نظاره
عمریست که دارم هوس عمر دوباره
نر گفتی دل رشت به دوا چاره بسازم
صد پاره شده است این دل بیچاره
ما غرقة بحر غم و آن خال بناگوش
چه چاره بنشسته چو نظارگیان خوش بکناره
از شوق رخ و غمزه شوخت گل و نرگس
این دیدهٔ تر دارد و آن جامه پاره
هر جا روی ای باد به خاک سر آن کوی
همراه تو باد این دل آواره هماره
جز اشک نشان جان نرود در سر آن زلف
شب راه بریدن نتوان جز بستاره
بر دوخت نظر بی تو کمال از همه خوبان
تا دیده نباشد نتوان کرد نظاره


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و yearning برای معشوق سخن میگوید و آرزو دارد که دوباره بتواند به زیباییهای او بنگرد. او از دل بیچارهاش که دچار غم و رنج شده، میگوید و به زیبایی معشوقش اشاره میکند که دل او را به درد میآورد. شاعر همچنان با وجود غمهایش، دلش به یاد معشوق آواره است و نمیتواند از یاد او بیرون برود. سرانجام، او تاکید میکند که بدون وجود معشوق نمیتواند به زیباییهای دیگران نگاه کند.
هوش مصنوعی: میخواهم دوباره به تماشای تو بپردازم، زیرا مدتهاست که آرزوی داشتن یک عمر دوباره را در سر دارم.
هوش مصنوعی: میگویی که برای دل شکستهام دارویی پیدا کنم، اما این دل بیچاره آنقدر پاره پاره شده که کار سختی است.
هوش مصنوعی: ما در دریای غم غرق شدهایم و آن خال زیبای رويش همچون نظارهگری خموش در کنار نشسته است.
هوش مصنوعی: از عشق چهرهات و ناز و عطر گل و نرگس، این چشم خیس دارد و آن دیگری لباس پاره.
هوش مصنوعی: هر کجا که بروی، ای باد، بر خاک آنجا از کوی محبوب خبر داشته باش. دل آواره من همیشه با توست و در پی تو میگردد.
هوش مصنوعی: جز اشک، هیچ نشانی از زندگیام در آن زلف سیاه نیست و نمیتوانم جز از طریق ستارهها راهی به سوی آن پیدا کنم.
هوش مصنوعی: اگر به زیباییهای دیگران دقت کنم، بدون وجود تو نمیتوانم به آنها نگاهی بیفکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در حوض نگه کن به میان در نه کناره
گویی که سپهریست دگر پر ز ستاره
تابان چو مه زرین بر فرق مناره
نیلوفر و رویی چو گل باغ هزاره
آن شوخ رسید اینک و خلقی به نظاره
چون نیست مرا طاقت نظاره چه چاره
هر کس به سر راه رود بهر تماشا
مسکین من حیران کنم از راه کناره
خواهم که دوم پیش عنانش چو غلامان
[...]
از اشک برد راه به کوی تو نظاره
در بحر کند سیر معلم به ستاره
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.