ای درد درون جان چه باشی
ای سوز درون نهان چه باشی
ای خون دل از زمین چه جویی
ای ناله بر آسمان چه باشی
ای اشک روان برون شو از چشم
در خانه مردمان چه باشی
ای بی تو تنم ننی ز جان دور
دور از من ناتوان چه باشی
ای ساکن کوی ماهرویان
در منزل نا امان چه باشی
ای آنکه ز پیش راندیم دی
امروز دگر بر آن چه باشی
ای شوخ کمال سوخت بیتو
زین سوخته بر کران چه باشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و غم درونی خود اشاره میکند و از آن به عنوان نیرویی سوزان و عذابآور یاد میکند. او از وضعیت ناامید کننده خود مینالد و از حالت انزوای ناشی از دوری معشوق شکایت میکند. همچنین، او به یادآوری عشق گذشته و عواقب آن میپردازد و احساساتی چون اشک و ناله را مطرح میسازد. در نهایت، بر ناامیدی و سوختن در عشق میافزاید و به جستجوی معنا و ادامه زندگی در سایه این احساسات میپردازد.
هوش مصنوعی: ای درد پنهانی که در جانم وجود داری، ای سوزی که در عمق وجودم نهفتهای، تو چه نوع احساسی هستی؟
هوش مصنوعی: تنها نالهها و دردهای دل را در زمین جستجو نکن، بلکه آن را در آسمان نیز فریاد بزن.
هوش مصنوعی: ای اشک، از چشمانت خارج شو و در خانه مردم نمان، چه جای تو اینجا نیست.
هوش مصنوعی: ای بی تو، بدنم از جان جداست و دوری تو به من ضعف و ناتوانی میدهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که در محلهی زیبارویان زندگی میکنی، در این مکان ناامن چه احساسی داری؟
هوش مصنوعی: ای کسی که ما امروز تو را از پیش خود دور کردیم، حالا چه جایگاهی خواهی داشت؟
هوش مصنوعی: ای بازیگوش، وقتی که به کمال میرسی، آنقدر احساس سوز و گداز در دل داری که نمیدانی از آن چه باید بسازی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل به نوای جان چه باشی
بیبرگ و نوا نوان چه باشی
تاری است روان گسسته دهجای
چندین به غم روان چه باشی
لوح ازل و ابد فرو خوان
[...]
آلوده هر گمان چه باشی
افتاده به هر زبان چه باشی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.