بده ساقی شراب ارغوانی
که بی می خوش نباشد زندگانی
چو ایام جوانی را عوض نیست
به شادی بگذرانش تاتوانی
جوانی کو نباشد مست و عاشق
چه لذت یابد از عمر و جوانی
سبک سانی به من رطل گران ده
که خود را وارهانم زاین گرانی
فریدون فری و سلطان عادل
عظیم الشان و سلطان زمانی
چو دور داور سلطان اویس است
چرا باشم دمی بی شادمانی
نهال عشرت ما بارور شد
ومنها بحبسی ثم الأمانی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعا کردن برای نوشیدن شراب ارغوانی میپردازد و بر اهمیت شادی در جوانی تأکید میکند. او اعتقاد دارد که زندگی بدون لذتهای عاشقانه و مستی در ایام جوانی بیمعناست. شاعر به دنبال رهایی از بارهای سنگین زندگی است و یادآور میشود که شادی و لذت باید در زندگی جاری باشد. همچنین، با اشاره به قدرت و عظمت دوران گذشته، به دورانی شاداب و مملو از خوشی فکر میکند و یادآور میشود که عشق و شادی باید همواره در زندگی حضور داشته باشد.
هوش مصنوعی: به من شراب ارغوانی بده، زیرا زندگی بدون می لذتبخش نیست.
هوش مصنوعی: جوانی زمانهای است که برگشتپذیر نیست، پس بهترین کار این است که آن را با شادی و خوشحالی سپری کنی تا جایی که میتونی.
هوش مصنوعی: جوانی که در دوران جوانی خود شاد و عاشق نباشد، چه لذتی میتواند از زندگی و جوانی ببرد؟
هوش مصنوعی: ای کاش به من یک بار سنگین بدهی تا بتوانم خودم را از این بار سنگین رها کنم.
هوش مصنوعی: فریدون شخصیتی بزرگ و شاهی عادل و باوقار است که در زمان خود سلطنت میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که داور و فرمانروای عالم اویس است، پس چرا حتی لحظهای بدون شادی باشم؟
هوش مصنوعی: درخت خوشی ما به ثمر نشست و از آن میوههایی چیدیم که آرزوهایمان را به حقیقت تبدیل کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.