به کوی عشق باشی شیرمردی
اگر باشد به رویت گرد دردی
بروی مرد باشد گرد این درد
نخواندی این مثل گردی و مردی
خیالت گر نبودی مونس جان
دل بیکس تن تنها چه کردی؟
غذای عاشق مفلس غم آمد
اگر غم نیستی مسکین چه خوردی؟
دورنگی نیست ما را با تو الأ
همین بخت سیاه و روی زردی
درخت گل ندارد تاب سرما
نیارم زد برآن در آه سردی
کمال آنها که فکر بکر دارند
قزون از صد غزل خوانند فردی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و درد و رنجهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر با بیان اینکه برای ورود به عرصه عشق باید شجاعت داشت، به دشواریها و غمهایی که عاشق با آنها مواجه است اشاره میکند. او از تنهایی و بیکسی دل میگوید و نشان میدهد که عدم وجود معشوق چه تأثیری بر زندگی عاشق میگذارد. همچنین در پایان از ارزش تفکر خلاق و روشی خاص در زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که افرادی که به تفکر نو میپردازند، مقام والاتری در زندگی دارند.
هوش مصنوعی: اگر به کوی عشق بروی و در آنجا مردی شجاع باشی، دردهای زندگی به تو نمیرسند و از تو دور خواهند بود.
هوش مصنوعی: اگر بر تو درد و رنجی بیفتد، باید مانند گردی بر آن بگذری و به صبر و تحمل مردانه خود ادامه دهی.
هوش مصنوعی: اگر خیال تو نبود، مونس روح و دل بیکس من، تن تنها چه میکرد؟
هوش مصنوعی: اگر عاشق و بیپول تنها غم را داشته باشد، وقتی غمی وجود ندارد، این مسکین چه چیزی برای خوردن دارد؟
هوش مصنوعی: ما با تو دو رنگ نیستیم، فقط سرنوشت بدی داریم و چهرهای زرد.
هوش مصنوعی: درختی که گل ندارد، نمیتواند سرمای زمستان را تحمل کند. به همین دلیل نمیتوانم به آن درخت، سرمای شدید را تحمیل کنم.
هوش مصنوعی: افراد با فکر و اندیشه ناب و خلاق میتوانند از میان صد غزل، تنها یک غزل را به بهترین شکل بخوانند و آن را به کمال برسانند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو پنداری که کاری نیک کردی
به کار من بسی تیمار خوردی
یقینم حاصله که هرزه گردی
ازین گردش که داری برنگردی
به روی مو ببستی هر رهی را
بدین عادت که داری کی ته مردی
چه کرد این بنده جز آزادمردی
که گرد خاطر او برنگردی
به دل گفتی نخواهم جَست، جَستی
جفا گفتی نخواهم کرد، کردی
همه بر حرف هجران داری انگشت
[...]
مباد این درج دولت را نوردی
میفتاد اندر این نوشاب گردی
همه عمر او نخفتی و نخوردی
که تا در هر شبی ختمی نکردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.