تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد
چگونه قصه دردم به مرد و زن نرسد؟
دلم که می پرد اندر هوای تو مرغی ست
که از وطن برود، باز در وطن نرسد
مرا کشی و نپوشی به عیب من دامن
شهید را چه تفاوت، اگر کفن نرسد
گرفت گریه من دامن تو، مسکین چشم
اگر ز یوسف ما بوی پیرهن نرسد
چنان همی رود اشکم که گر گشایی تیر
به چشم من رسد، اما به اشک من نرسد
بماند در شکن گیسوی تو دل، هشدار
که آتش دل خسرو بدان شکن نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از جدایی و دوری معشوق سخن میگوید و احساس درد و اندوه خود را با تصاویری عمیق توصیف میکند. او میخواهد بداند که چگونه میتواند داستان رنجش را با دیگران به اشتراک بگذارد در حالی که هیچ خبری از معشوق نمیرسد. دل شاعر همچون پرندهای است که از وطن دور شده و نمیتواند به خانه بازگردد. او به تصویر شهید اشاره میکند که حتی اگر کفن او هم نرسد، بر او تفاوتی نمیکند. شاعر همچنین به اشکهایش که همچون تیر به دلش میزنند، اشاره دارد و میگوید در عین حال که میبیند، دلش متأثر نمیشود. در پایان، او به گیسوی معشوق اشاره میکند که دلش در آن جا مانده و آتش عشق او هرگز به آن نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: تو رفتهای و از تو هیچ خبری به من نمیرسد، چطور میتوانم دردهایم را با دیگران در میان بگذارم؟
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای است که در آرزوی تو پرواز میکند، اما نه تنها از وطنش دور میشود، بلکه نمیتواند به وطنش نیز بازگردد.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا بکشی و از عیبهای من چشمپوشی کنی، برای شهید چه فرقی دارد که اگر کفن به او نرسد؟
هوش مصنوعی: اگر اشک من دامن تو را بگیرد، به حال من بیچاره باید گریه کنم، چون اگر عطر پیراهن یوسف ما به تو نرسد، چشم من نمیتواند آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: چنان اشک من به راه خود ادامه میدهد که اگر تیر به چشم من بیفتد، باز هم به اشک من نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: دل من در گیسوی تو گرفتار مانده است، و توجه کن که آتش عشق خسرو هرگز به آنجا نمیرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
قلم دواسبه به داد دل سخن نرسد
رسیدهام به مقامی به راه کعبة شوق
که هر که پای طلب بشکند به من نرسد
متاع جلوة شیرین چنان رواجی یافت
[...]
مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
از آن چه باک که دستم به انجمن نرسد
اسیر زلف تو را در فضای دل چمن است
که دست باد صبا هم به آن چمن نرسد
به خویش شب همه شب همچو مار میپیچم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.