ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر
بر صید تیر مفگن و از خلق جان مبر
چون در شکار بر سر آهو گذر کنی
چشمت بس است، دست به تیر و کمان مبر
در جعد چون کمند تو من صید لاغرم
آزرده می شوم، به زمینم کشان مبر
دانی که چند دست دل اندر عنان تست
آن دست نازنین، به دوال عنان مبر
چند از مه و ستاره تو تنها شنیده ای
شرمی بدار و نام کسان بر زبان مبر
گفتی که نیست یاد منت، از خدا بترس
بر من که سوختم ز فراق این گمان مبر
دل برده ای، بیا، شه مردم شکار، وه
تن لاغر است طعمه زاغ استخوان مبر
سودی بکن، همین که بیایی به سوی من
صبر و قرار خسرو مسکین زیان مبر
دل برده ای، بیا، شه مردم شکار، وه
تن لاغر است طعمه زاغ استخوان مبر
سودی بکن، همین که بیایی به سوی من
صبر و قرار خسرو مسکین زبان مبر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تصویر کشیدن احساساتی عمیق و شاعرانه میپردازد که حول عشق و آرزوی وصال میچرخد. او از معشوق میخواهد که از آزار و رنجش بپرهیزد و با دلالت به شکار و طعمه، به حساسیت و آسیبپذیری خود اشاره میکند. همچنین، نگران یادآوری گذشته و فراق است و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و صدای دلتنگیاش را بشنود. در نهایت، شاعر تنها خواستهاش این است که معشوق با آمدنش به زندگی او، آرامش را به او برگرداند.
هوش مصنوعی: ای پوری، به سمت افسار دست دراز نکن و با تیرهای خود به دنبال شکار نرو، و جان انسانها را نیز نگیر.
هوش مصنوعی: وقتی در هنگام شکار به آهو نگاه میکنی، فقط دیدن آن کافی است و نیازی به استفاده از تیر و کمان نیست.
هوش مصنوعی: در چهره و موی تو مانند کمند است، من که شکار لاغری هستم از این وضعیت ناراحت میشوم؛ مرا به زمین نکش.
هوش مصنوعی: میدانی که چندین دل در اختیار توست؟ آن دست نازنین را رها مکن و زود آن را به بند نکش.
هوش مصنوعی: چند بار دربارهٔ زیبایی ماه و ستارهها فقط شنیدهای؟ کمی شرم کن و نام دیگران را بر زبان نیاور.
هوش مصنوعی: گفتی که به یاد تو نیستم، ولی از خدا بترس که من به خاطر دوری تو دلم آتش گرفته است. این تصور را نکن که من فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: دل بردهای، بیایید، ای پادشاهی که به شکار مردم میپردازی، آه، این تن لاغر مانند طعمهای است که نباید استخوانش را بردارید.
هوش مصنوعی: هرگاه به سمتم بیایی، سودی برسان؛ زیرا وقتی تو بیایی، آرامش و صبر من، که مانند خسرو بیچاره است، از بین خواهد رفت.
هوش مصنوعی: دل را از من برده ای، بیا و برگرد، ای سلطان مردم، که بدن من لاغر و ضعیف است و نگذار که زاغها از من استخوانها را ببرند.
هوش مصنوعی: وقتی به سمت من میآمدی، فقط با ورودت کافی است که صبر و آرامش من را از بین ببری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.