دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
آشکارا سینهام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
مُلک دل کردی خراب از تیغِ کین
واندر این ویرانه سلطانی هنوز
هر دو عالم قیمت خود گفتهای
نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
خون کس یارب نگیرد دامنت
گر چه در خون ناپشیمانی هنوز
جور کردی سالها چون کافران
بهر رحمت نامسلمانی هنوز
ما ز گریه چون نمک بگداختیم
تو به خنده شکّرستانی هنوز
جان ز بند کالبد آزاد گشت
دل به گیسوی تو زندانی هنوز
پیری و شاهدپرستی ناخوش است
خسروا، تا کی پریشانی هنوز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد و از جدایی و رنج ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که دلش از تن جدا شده و هنوز در اسارت عشق باقی مانده است. این عشق سبب ویرانی و غم در وجود او شده، اما هنوز در جستجوی آرامش و درمان است. شاعر با نگاهی انتقادی به وضعیت خود و دنیا، میگوید که علیرغم دردها، در درون او امید به تغییر و بهبودی وجود دارد. او همچنین به تضاد بین رنج و شادی اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که عشق و پیری او را در وضعیتی مبهم و آشفته نگه داشتهاند.
دل من را از بردهای و را این حال هنوز در جان و وجودم حضور داری/به من رنج زیادی دادی اما با این حال درمان همان دردها و آرامش من هستی
تو سینهام را شکافتی و دلم را آزردی/با این حال هنوز هم در این دل شکسته دارای جایگاهی
تو با تیغ دشمنی و کینه یرزمین دل من را ویران کردی/اما با اینکه دل من ویرانه شده هنوز در همین ویرانه پادشاهی میکنی
تو ارزش و بهای خود را دو جهان قرار دادهای/قیمتت را بالا ببر که هنوز هم ارزان گفتهای (ارزش تو بیش از دو جهان است)
خون هیچکس دامنگیر تو نمیشود/با اینکه از ریختن خون پشیمان نیستی
مثل کافران سالها به من بدی کردی و من را بازخواست کردی/در جهت لطف و مهربانی همچنان نامسلمان هستی
ما از شدت گریه مانند نمکِ در آب از بین رفتیم/اما تو هنوز خندان و بیدغدغهای
روح و جانم از قید جسم رها شد/اما دل وقت هنوز در بند و اسارت گیسوی توست
پیری و عشق به زیباییهای جوانی و نگاه به معشوق خوشایند نیست/ای خسرو تا کی میخواهی در این دلمشغولی بمانی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سوختی دل را و در جانی هنوز
دشمن جانی و جانانی هنوز
حال دل کان روز و شب در پیش توست
گرچه میدانی نمیدانی هنوز
ریختی خون عزیزان را به خاک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.