میریزد از تری ز تو، ای جان فزای، آب
ما تشنهایم تشنه خود را نمای، آب
خاک در تو بر سر و چشمِ پر آب ماست
پیوسته گر چه خاک شود زیر پای، آب
آب حیاتی و نشوی آشنای من
تا چشمهای من نشود آشنای آب
چون در کنار آب خرامی، خیال تو
گویی که هست مردمک چشمهای آب
ای چشمه زلال، مرو کز برای تو
مُردم چنانکه مَردم آبی، برای آب
مینالم و برای تو میریزم آب چشم
این ناله من است بگو یا صدای آب
آب روان کجا رسد اندر سرشک من
خواهی بپرس ز آب روان ماجرای آب
زین پیشتر به دیده من جای آب بود
اکنون ببین که هست همه خون به جای آب
از آب چشم بنده بگردد، اگر چه هست
سنگین دل تو سختتر از آسیای آب
بگداختم چو آب و بسودی مرا به دل
کس دل چنین به سنگ نساید به جای آب
اکنون که آب چشم بلا گشت مر مرا
چشم مرا که باز خرد از بلای آب
خسرو ازین سپس نگذارد عنان تو
گو برق بار آتش و گو ابر زای، آب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از آب بهعنوان نماد حیات و عشق یاد میکند و گرما و تشنگی خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او میگوید که در دل و چشم او معشوق نمایان است و گویی آب به مردمک چشم او تبدیل شده است. شاعر از درد و نالههای خود میگوید که ناشی از دوری معشوق است، و از استغاثه به آب برای انتقال پیام عشق و احساساتش بهره میبرد. در نهایت، او به سنگینی دل معشوق اشاره میکند که در برابر نالههایش بیتفاوت است و غم و اندوه خود را از فراق عشقش به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای جان فزای من، آب به دل ما میریزد و ما تشنهایم. خودت را نشان بده و آب بیاور.
هوش مصنوعی: خاکی که بر سرت و چشمان پر آب ماست همیشه جاودانه است، حتی اگر زیر پا قرار بگیرد، آب میماند.
هوش مصنوعی: تو مانند آب حیات هستی که مرا تازه و زنده میکند، اما این زیبایی و طراوت را از دست میدهم اگر چشمهایم به تو عادت کند و دیگر برایم تازگی نداشته باشی.
هوش مصنوعی: وقتی در کنار آب قدم میزنی، به نظر میرسد که تصویر تو در آب مانند مردمک چشمهایش بازتاب یافته است.
هوش مصنوعی: ای چشمهی صاف و زلال، نرو که من به خاطر تو جان دادم، همانطور که آب به خاطر آب جان میدهد.
هوش مصنوعی: من با اندوه خود برای تو اشک میریزم و این نالهام به مانند صدای آب است.
هوش مصنوعی: آب روان به کجا میتواند در اشکهای من برسد؟ اگر میخواهی در مورد آب روان بپرسی، از خود آب بپرس که داستانش چیست.
هوش مصنوعی: قبل از این، در دیدگان من جایی برای آب وجود داشت، اما اکنون ببین که به جای آب، همهجا فقط خون جاری است.
هوش مصنوعی: اگرچه دل تو بسیار سنگین و بیرحم است، اما من با اشکهایم آمادهام که از این وضعیت فاصله بگیرم و فراموش کنم.
هوش مصنوعی: من مانند آبی به شدت داغ شدم و با این حال کسی نمیتواند دل من را سوزاند، چرا که دل اینقدر سنگی نخواهد شد که جای آب را بگیرد.
هوش مصنوعی: حالا که اشکهایم به خاطر مصیبت سرازیر شده، چرا چشمانم باز نمیبینند و از بلای آب عقل و درک من نیز تحت تاثیر قرار گرفته است؟
هوش مصنوعی: خسرو دیگر اجازه نمیدهد که به راحتی از او عبور کنی. بگو مانند آتش، برق و مانند ابر، آب، پرشتاب و پرقدرت وارد عمل شو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.