ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
وه که این بر خود نبخشوده کجا می خواندش؟
تا هوس بد زیستن، دل را همی گفتم مخوان
چون ز جان برخاستم بگذار تا می خواندش
چون ستاده بهر رفتن دین و دل بیگانه خواه
غیرتی هم نیست کز دست صبا می خواندش
خیز، ای ابرو ببر زین دیده آبی و بشوی
پای آن سرو و بگو آنگه که ما می خواندش
مردمان را زو بلای دل، مرا تشویش جان
من قیامت خوانم و خلقی بلا می خواندش
چشم او در جادویی تا خلق دیوانه شوند
خلق دیوانه شده هر دم دعا می خواندش
خوانمش در جان و گوید خانه من نیست این
با چنین بیگانگی دل آشنا می خواندش
ما و مردن بر درش، مشتاق را با آن چه کار؟
کو همی راند ز پیش خویش یا می خواندش
راست می گویند، باشد کور عاشق، زانکه نیست
خاک پایش، چشم خسرو توتیا می خواندش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شوقی به دل و جان خود سخن میگوید که او را به سوی محبوب میکشاند. او با بیان اینکه دلش در این میانه درمانده و بیقرار است، اشاره دارد که گرچه هوس بد زیستن را دارد، اما به عشق فرامیخواند. در مقابل، او همواره با غم جدایی و بیگانگی احساساتش درگیر است و هر چقدر که تلاش میکند به محبوب نزدیک شود، احساس میکند که او بیگانه است. چشمهای محبوبش به قدری جادویی است که دیوانگی روایتهای عاشقی را به وجود میآورد و در نهایت، شاعر به خود میگوید که هیچچیز نمیتواند او را از عشق و شوقش دور کند.
هوش مصنوعی: دل ما به عشق و longing به سوی او میکشد و ما در رنج و درماندگی هستیم. افسوس که او به خود اجازه نمیدهد و نمیداند که به کجا میخواند و چه دعوتی میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تمایل به بدی و گناه در دل من بود، به خودم میگفتم که به آن دل نکنم. اما اکنون که از زندگی و جانم فاصله گرفتهام، میگذارم دل هرچه میخواهد بگوید و به آن گوش نده.
هوش مصنوعی: وقتی که دل و دین از هم دور میشوند، دیگر غیرت و تعصبی وجود ندارد که به خاطر دعای بادِ صبحگاهی به او پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: خیز، ای ابرو، از این چشم آبی بردار و پای آن سرو را بشوی و بگو وقتی که ما او را میخوانیم.
هوش مصنوعی: مردم از مشکلات و غمهای دل خود رنج میبرند، اما من این نگرانی را مثل قیامت بر جانم میدانم و دیگران هم این مشکل را بلایی بزرگ میدانند.
هوش مصنوعی: چشمان او به قدری زیبا و افسونگر است که مردم تحت تاثیر آن دیوانه و سرگردان میشوند. این دیوانگی باعث شده است که هر لحظه برای او دعا کنند و از او خوبی بخواهند.
هوش مصنوعی: به او میگویم که در دل من جایی ندارد و با این حال، دل بیخبر از کسی دیگر، او را آشنا میخواند.
هوش مصنوعی: ما در آستانه مرگ و عشق به او هستیم، ولی این عاشق چه به این موضوع میاندیشد؟ آیا او ما را از خود دور میکند یا به ما فراخوانی میدهد؟
هوش مصنوعی: درست است که افراد عاشق ممکن است از حقیقت دور باشند و به وضوح نبینند. عاشق ممکن است هیچ پایه و اساسی نداشته باشد، اما با این حال چشمانش به زیباییهای محبوبش مینگرد و او را فراتر و زیباتر از آنچه که هست میبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.