به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
سگ آن عزت کجا دارد که بنشانند بر خوانش؟
به بازوی من گردن زده کی باشد این دولت؟
که در گردن درآرم تنگ دستی چون گریبانش
ز دور انگشت می خایم، به حیلت، چون نمی یابم
ز بخت شور کانگشتی رسانم بر نمک دانش
چه طعنه بر گرفتاری که او مانده ست از یاری
همو می داند و جانش که تنها جسته بر جانش
سر و سامان چه خواهی، ای نکو خواه، اندرین فتنه
اسیری را که نی سرکار می آید نه سامانش
چو خوردم بی اجل تیرش دمی بگذارد کز گریه
بشویم خون غم پرورد خود از نوک مژگانش
غبار آلوده خون عاشقی با اوست سرگردان
هر آن ذره که بالا می رود از گرد یک رانش
ببوسی آستان کعبه، ای باد، ار رسی از ما
که ما گم گشتگان مردیم تشنه در بیابانش
شنیدن هوی خسرو گر نیارد، دارد معذورش
که بوی خون دل می آید از فریاد و افغانش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس عمیق خود نسبت به عجز و فقر سخن میگوید و بهطور خاص به سختیهای زندگی و تنهاییاش اشاره میکند. او از دربان و سگها به عنوان نمادهایی برای وضعیت اجتماعی و موقعیت خود استفاده میکند و از تحقیر و بیاعتنایی دیگران رنج میبرد. او به یادآوری دردها و حسرتهای عاشقانهاش میپردازد و در نهایت، از گمشدگی و عطش روحی در جستجوی عشق و معنا سخن میگوید. شاعر بیان میکند که فریاد او از دل پُر دردش نشأت میگیرد و شکوههایش در درونش به تداوم است.
هوش مصنوعی: من از دور به سنگی مانند سگی خوشحال هستم، اما آنکه درباندار است، آن مقام و عزت را ندارد تا بر سر میز کسی بنشیند.
هوش مصنوعی: کیست که به بازوی من اتکا کرده و به منشناخت نشان میدهد که در مقابل مشکلات و فقر، به خود میبالد و خود را بالا میکشد؟ من از بس فشارهای زندگی را احساس میکنم که میخواهم او را به خاطر این تنگدستی به چالش بکشم.
هوش مصنوعی: از دوری و دوری از دسترس به چیزهایی که میخواهم، به طریقی زیرکانه عمل میکنم، چون از شوم بخت خود، نمیتوانم دستی به دانش و علم برسانم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که در سختی و مشکلات به سر میبرد، به خوبی میداند که در این شرایط تنها مانده و هیچکس به یاریاش نمیآید. او به تنهایی باید بار این مصیبت را بدوش بکشد و احساس تنهایی و بیکمکی عمیقاً او را آزرده میسازد.
هوش مصنوعی: ای نیکخواه، چه انتظاری داری از نظم و ترتیب؟ در این زمانهی آشوب، کسی نمیتواند به کسی کمک کند و نه میتواند به جایی برسد.
هوش مصنوعی: وقتی که تیر عشق او را بیدلیل خوردم، لحظهای به من فرصت میدهد تا از درد دل و غمهایم بگویم. شاید از اشکهایم، درد و اندوهی که در دل پروردهام، برطرف شود.
هوش مصنوعی: درد و غم عشق او مانند غباری آلوده در هواست و هر ذرهای که از زمین بلند میشود، از تأثیرات او و ارتباطش با عشقش میباشد.
هوش مصنوعی: ای باد، اگر به ما برسی و به آستان کعبه برسید، ما گمشدگان هستیم که در بیابان تشنه ماندهایم.
هوش مصنوعی: اگر خسرو صدای فریاد و نگرانی را نشنود، میتوان او را معذور دانست، زیرا از فریاد و نالهاش بویی از دل شکسته و غم را استشمام میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه بود این چرخ گردان را که دیگر گشت سامانش؟
به بستان جامهٔ زربفت بدریدند خوبانش
منقش جامههاشان را کهشان پوشید فروردین
فرو شست از نگار و نقش ماه مهر و آبانش
همانا با خزان گل را به بستان عهد و پیمان بود
[...]
نبرده بوالحسن کافاق آباد است ز احسانش
علی کز همت عالی بزیبد تخت کیوانش
چو اندر بزم بنشیند همی ماه سما دانش
چو اندر صف بخواهد کین همی پیل دمان خوانش
نیاید روز کوشیدن برابر چرخ و کیوانش
[...]
سخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش
سخن نظمی است کز معنی دهد رای تو سامانش
ازین اندک هنر خاطر همی امید بگسستم
چو در مدح تو پیوستم هنر دیدم فراوانش
مرا دانی که آن باید که هر کو نیک شعر آید
[...]
همی جویم نگاری را که دارم چون دل و جانش
همی خواهم که یک ساعت توانم دیدن آسانش
اگر پیمان کند با من منم در خط پیمانش
وگر فرمان دهد بر من منم در بند فرمانش
نهاد اندر سرم ابری که پیدا نیست بارانش
[...]
دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
هزاران یوسف مصرست پیدا در گریبانش
پریرویی که چون دیوست بر رخسار زلفینش
زره مویی که چون تیرست بر عشاق مژگانش
به یک دم میکند زنده چو عیسی مرده را زان لب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.