دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
سینه را زان غمزه خون خواره دلدوزی ببخش
یک طرف بنما ز روی و یک گره بگشا ز زلف
مرده ام، از زندگانی یک شبانروزی ببخش
از پس سالی نمودی رو، مکش تا بنگرم
ور حقیقت خواهیم کشتن، یک امروزی ببخش
خامی آن کس که دید آن روی چون آتش نسوخت
یارب، افسرده دلان را در جگر سوزی ببخش
گر بد آموزی کند چشمت که بستان جان خلق
جان خسرو را علی الرغم بدآموزی ببخش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یار خود میگوید که با زیباییاش آتش و شوق را در دلها برمیانگیزد و از او میخواهد تا با یک نگاه و گشایش زلفش به او زندگی دوباره ببخشد. او به شدت از درد و غم عشق رنج میبرد و از یار میخواهد که کینه و رنجش را فراموش کرده و به او رحم کند. شاعر به ویژگیهای دلسوزی و محبت در عشق اشاره میکند و از آن میخواهد تا حتی اگر چشمان یار باعث آزار دیگران شود، برای او هیچ کینهای نداشته باشد و محبتش را به او ببخشد. در نهایت، او درخواست میکند که عدم توجه به زیبایی و آثارش را کنار گذاشته و دلهای افسرده را آرامش بخشد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی سبزههای نو بهاری، چشمانم را روشن کن و به خاطر زخمهایی که غمزهات بر سینهام گذاشته، دلم را التیام بخش.
هوش مصنوعی: به من یک نگاه ساده کن و یک گره از موهای پریشانم باز کن. اجازه بده یک روز و شب از زندگیام را دوباره تجربه کنم.
هوش مصنوعی: پس از یک سال تو را میبینم، خواهش میکنم که مرا نکش تا ببینم اگر حقیقت داریم، یک روزی را به من ببخش.
هوش مصنوعی: آن کسی که زیبایی آن چهره را ببیند و همچون آتش نسوزد، نادان است. ای God، به دلهای افسردهام رحم کن و سختیها را از آنها دور کن.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت به بدی آموزش ببینند و این بدآموزی باعث شود که جان مردم را بستانند، باید با وجود این بدآموزی جان خسرو را ببخشایی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.