بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم
مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او
سرود جلوه کان در نوحه گویند آن مگوییدم
شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده
به خاکم همچنان پر خون در آرید و مشوییدم
گلی کز خاک من روید، به گوش اهل دل گوید
که من بوی فلان دارم، مبوییدم، مبوییدم
همه جا از شهیدان نور خیزد وز دلم آتش
نشان است این میان کشتگانش، گر بجوییدم
گر از گل گل شود پیدا، ز من خواهد زدن بویش
نبوییدم که از غیرت بسوزم، گر ببوییدم
پس از کشتن که خون آلوده خسپد بر درش، خسرو
از آن بهتر که با عزت به خون دیده شوییدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و فراق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر زیبا، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به شب افسانهای اشاره میکند و از مظلومیت و جانباختگی عاشقان سخن میگوید. درد و بینهایت عشقش را که با خون و اشک آمیخته شده، توصیف میکند و نشان میدهد که چگونه دلش همچون گلی از خاک برمیخیزد و بوی عشق را در فضا منتشر میکند. شاعر در نهایت از عشق و فراق خود بهجا میماند و این درد را با افتخار تحمل میکند، بهجای آنکه از آن فرار کند.
هوش مصنوعی: در آن شب من در حالتی بودم که اگر کسی از من درباره داستان آن شب میپرسید، پاسخ میدادم و اگر نیاز بود به احترام سگهای او خم میشدم.
هوش مصنوعی: امروز در شرایط سخت و ناگوار، برای او زیبایی و جلوهای دارم که در نوحهها و اشعاری که برایش میگویند، ذکر نشده است.
هوش مصنوعی: عشق من مانند خنجری است که قلبم را جریحهدار کرده و چشمانم را پر از اشک کرده است. همچنان که با خون دل، زمین را آتشین کردهام، نگذارید که از این مسیر منحرف شوم.
هوش مصنوعی: گلی که از خاک من جوانه میزند، به کسانی که دلشان با حقیقتها پیوند دارد میگوید که من بوی فلان چیز را میزنم، من از آن بوی خوش هستم، من از آن خوشبو هستم.
هوش مصنوعی: در هر جا نوری از ایمان و فداکاری شهیدان میدرخشد و در دل من آتش عشقی وجود دارد. اگر در میان کشتگان عشق گام بزنم، حسرتی در دل خواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر بوی گل از گل بیرون بیاید، من آن را حس میکنم و از آن بوی خوش میسوزم. اما اگر این بوی خوش را از کسی جز گل بگیرم، دلم میسوزد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه کسی کشته شود و خون او به در خانهاش بریزد، خسرو از آن بهتر است که با عزت و احترام خون دیدهام شسته شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر از نوروز، نوشد ماتمم، خاطر مجوییدم
درین ماتم، به مرگ نو، مبارکباد گوییدم
چنان زین گلشن بیبرگ، بوی مرگ میآید
که هر گل با زبان حال میگوید: مبوییدم
چو با صد آرزو در سینه، جان دادم به ناکامی
[...]
به کنج بیکسی شادم مجوییدم مجوییدم
خوشم با درد از درمان درمان مگوییدم مگوییدم
کفن جز خون نشاید کشته تیغ محبت را
شهید خنجر عشقم مشوییدم مشوییدم
گلی کو روید از خاک شهید عشق میگوید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.