به دست باد، کان سو جان فرستم
مرا بویی ست آخر آن فرستم
اگر خود تیر بر جانم گشایی
به استقبال تیرت جان فرستم
به کشتن خون بهایم آنقدر بس
که گویی بهر خون فرمان فرستم
همایی چون تو، وانگه استخوانم
بگو تا بر سگ دربان فرستم
اگر گوید، برنجد از طفیلی
سری در خدمت چوگان فرستم
نماند اندر تنم نقدی که بر شاه
خراجی زین ده ویران فرستم
ز تیزی نظر کش نه به شمشیر
که خسرو را به تو قربان فرستم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساس عمیق خود را نسبت به معشوق ابراز میکند و حاضر است جان خود را برای او فدای کند. او در اشعارش به بوی محبوب اشاره میکند و به باد میسپارد که آن را به سوی معشوق برساند. شاعر از تیر عشقی سخن میگوید که خود نیز در برابر آن تسلیم است و حتی میگوید که ارزش خون خود را آنچنان زیاد میداند که برایش فرمان میفرستد. در نهایت، شاعر اظهار میدارد که در مقابل نگاه معشوق، جانش را قربانی خواهد کرد و هیچ چیز از خود برای تقدیم ندارد.
هوش مصنوعی: به دست باد میسپارم که من را به سمت آن سوی بفرستد چرا که از آنجا بویی به مشامم میرسد.
هوش مصنوعی: اگر تو به من آسیب بزنی، من با کمال میل جانم را برای تو میفرستم.
هوش مصنوعی: به کشتن دامهایم آنقدر ارزش قائل هستم که انگار برای هر قطره خون آنها، دستوری صادر میکنم.
هوش مصنوعی: اگر موجودی مثل تو را ببینم، تنها آن زمان است که استخوانهایم را به تو میگویم تا آن را برای نگهبانم بفرستم.
هوش مصنوعی: اگر او بخواهد ناراحت شود، من با کمال احترام یک پیشکش کوچک برای او ارسال میکنم.
هوش مصنوعی: در بدنم چیزی باقی نمانده که بتوانم به شاه به عنوان مالیات بفرستم؛ از این خانه خراب شده چیزی نگهداری نکردهام.
هوش مصنوعی: به جای اینکه به سلاح و قدرت شمشیر متوسل شوم، با نگاه تند و تیز تو، خسرو را برای تو فدای خود میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.