امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
چمعم که باری یک شبی مست و پریشان بوده ام
در جمع خوبان بوده ام، گر بر تنی عاشق شدم
عیبم مکن، ای پارسا، در کافرستان بوده ام
گر من اسیر بت شدم، ای پارسا، عیبم مکن
آخر من گمراه هم روزی مسلمان بوده ام
با او بدم شب وین زمان در خود گمم، یعنی دلا
من آن گدایی ام که شب بر خوان سلطان بوده ام
پرسی که «با من بوده ای وقتی و غمها خورده ام »
دور از تو اکنون مرده ام آن روز با جان بوده ام
گفتی که «در دامان من خود را شناس و دست زن »
عمری که از شرمندگی سر در گریبان بوده ام
شد خسرو عشقم بلا، زین پس من و دیوانگی
رفت آنکه وقتی عقل را در بند فرمان بوده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شبنشینی خویش در کنار دوستان و تجربیات عشق و مستی صحبت میکند. او از حالتی پریشان و عاشقانه خود میگوید و به پارسا (شخصی که او را قضاوت میکند) میفهماند که در گذشته نیز اینچنین بوده و روزی مسلمان بوده است. شاعر به گدایی شبی که بر خوان سلطان نشسته اشاره میکند و از غمهایش در دوری از معشوق سخن میگوید. در نهایت به دیوانگی و درد عشق اشاره میکند و بیان میکند که دیگر تحت فرمان عقل نیست و عشقش همچون بلا بر او تازیانه میزند.
هوش مصنوعی: امشب در کنار جوانان شاداب و سرزنده بودهام و به خاطر اینکه یک شب از زندگیام را با مستی و بیتابی سپری کردهام، احساس میکنم که چقدر این لحظه برایم خاص و متفاوت است.
هوش مصنوعی: من در میان نیکان و خوبان زندگی کردهام، اگر در عشق به کسی دچار خطا شدم، مرا سرزنش نکن، ای انسان پارسا، چون من در دنیای کافران نیز تجربیاتی داشتهام.
هوش مصنوعی: اگر من به عشق معشوقی گرفتار شدم، ای انسان پارسا، مرا سرزنش نکن. چون من هم روزی راه را درست میرفتهام و به دین اسلام معتقد بودهام.
هوش مصنوعی: شبی را با او سپری کردم و حالا در افکار خود غرق شدهام، یعنی قلبم در واقع گدایی است که شب بر سر سفرهی سلطان نشسته است.
هوش مصنوعی: سوالی را مطرح میکنم که «مدت زیادی است که با من بودهای و من غمها را تجربه کردهام» اما حالا که دور از تو هستم، احساس مرگ کردهام؛ در روزهایی که با تو بودم، احساس زنده بودن داشتم.
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که خود را در آغوش من بشناس و به من نزدیک شو، اما من تمام عمرم را در خجالت و شرمندگی گذراندهام و سرم را در گریبان فرو بردهام.
هوش مصنوعی: عشق من مانند یک آفت شده است، حالا من و دیوانگی دیگر جدا از هم هستیم. آن زمانی که عقل و منطق زیر سلطه بوده است، گذشته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.