ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم
باده نوشان زان لب لعل شکروش بوده ایم
روی او خوش خوش همی دیدیم و می دادیم جان
جان فدای آن دمی کز روی او خوش بوده ایم
قامت او تیر و قد او کمان هر دو بهم
الغرض زان شست زلفش در کشاکش بوده ایم
دی به پای من زره ببریده و من ساخته
ما به دیده زیر پایش نقش مفرش بوده ایم
از خیال او که سر تا پای باشد نقشبند
پای تا سر همچو دیبای منقش بوده ایم
انقلاب چرخ بنگر کز پی یک روزه دل
مدتی از محنت هجران مشوش بوده ایم
بهر یک ساعت که دست اندر کف او داشتیم
روزها از دوری او دست در کش بوده ایم
سی و هشت عمر در شش پنج غم شد سر به سر
شادمان زین عمر روزی پنج یا شش بوده ایم
هر کسی گوید که سوزی داشت خسرو پیش از این
این زمان خاکستریم، ار وقتی آتش بوده ایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد روزهای خوش گذشته با محبوب خود میگوید. او از لذت نوشیدن باده و جمال یار یاد میکند و جان خود را فدای همان لحظات میداند. زیبایی قامت و زلف یار را توصیف میکند و به نقش و نگار او در ذهن و قلب خود اشاره دارد. شاعر به تلخی ایام هجران و غمهای پیوستهاش از فقدان محبوب میبالد و به تأمل در عمر سپری شده میپردازد، در حالی که هر بار به یاد تنها ساعاتی از خوشی میافتد. او همچنین به وضعیت کنونی خود اشاره میکند که در غم گذشته خاکستر شده است.
هوش مصنوعی: چه روز خوبی بود که ما با یار خود در شادی بودیم و از آن لب خوش رنگش شراب نوشیدیم.
هوش مصنوعی: ما بر روی او بسیار زیبا و دلنشین را میدیدیم و جانمان را فدای آن لحظهای میکردیم که بخاطر زیباییاش خوشحال بودهایم.
هوش مصنوعی: قد بلند او مانند تیر و قامتش همچون کمان است. ما در کشاکش و درگیری میان این زیباییاش و شوقی که از شانههای زلفش داریم، غرق شدهایم.
هوش مصنوعی: در روزی که زره من در پایم شکست، من با دیده خود درک کردم که زیر پای او نقش فرشی وجود داشته که ما بر روی آن قرار گرفتهایم.
هوش مصنوعی: از تصورات و یاد او که مانند پوستری زیبا و نقشدار در تمام وجودم جا دارد، من نیز همچون پارچهای زیبا و رنگارنگ بودهام.
هوش مصنوعی: به دوران گذشته نگاه کن که به خاطر یک روز عشق، مدتها در پریشانی و مشکلات ناشی از جدایی به سر بردهایم.
هوش مصنوعی: هر فرصتی که در کنار او بودیم، روزها را به خاطر فاصلهاش سپری کردهایم و از او دور بودهایم.
هوش مصنوعی: در طول سی و هشت سال از زندگیام، بیشتر از پنج سال را با غم و اندوه گذراندهام، اما با این حال، روزهایی هم بوده که میتوانستم پنج یا شش روز شاد و خوشحال باشم.
هوش مصنوعی: هر کسی بگوید که ما احساس سوختن داریم، باید بداند که خسرو در گذشته شعلهور بوده است و اکنون ما تنها خاکستر آن آتشیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.