تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
رخت خرد به کوی قلندر کشیده ایم
ای ساقی، از قرابه فرو ریز می که ما
خونابه ها ز شیشه اخضر کشیده ایم
در حقه سفید و سیه بر بساط خاک
چون پر دغاست، باده احمر کشیده ایم
فقر است و صد هزار معانی درو چو موی
آن را گلیم کرده و در سر کشیده ایم
چون جیب حرص پر نشد از حاصل جهان
دامان همت از سر آن در کشیده ایم
بر سنگ زن عیار زر، ایرا گلی ست زرد
چون در ترازوی خردش بر کشیده ایم
خسرو نه کودکیم که جوییم سرخ و زرد
چون بالغان دل از زر و گوهر کشیده ایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی رابطهاش با دنیا و معانی عمیق زندگی میپردازد. او از ترک دنیا و پیروی از قلندران سخن میگوید و از ساقی میخواهد تا بادهای بنوشاند که احساسات و دردهایش را تسکین دهد. با اشاره به فقر و معانی متعدد آن، به نوعی تصوف و انزوا روی میآورد و تأکید میکند که دیگر به جستجوی ثروتهای مادی نیست. او خود را بهعنوان شخصی بالغ معرفی میکند که از برخی ارزشهای دنیوی چشمپوشی کرده و به عمق و معانی زندگی توجه دارد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر رهایی از گرفتاریها و زرق و برقهای دنیا، علم و فلسفه را به سوی زندگی ساده و آزاد در کنار عارفان و بندگان واقعی خدا سوق دادهایم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً از کوزه می ریز که ما از شیشه سبز رنگ، غم و اندوه دل را بیرون آوردهایم.
هوش مصنوعی: در زمین زندگی، ما از دو چهره سفید و سیاه به مانند دچار شدن در جستجوی حقیقت، شراب سرخ را نوشیدهایم.
هوش مصنوعی: فقر به معنای فقر مادی و معنایی وسیعتر از آن است، به طوری که در دل خود هزاران مفهوم و برداشت مختلف دارد. ما به نوعی با وجود این فقر، آن را در زندگی خود پذیرفتهایم و با آن زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: از آنجا که جیب طمع و حرص ما از دستاوردهای دنیا پر نشده است، ما همت و تلاش خود را به خاطر آن کنار گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: بر روی سنگ عیار، یک گل زرد قرار دارد که وقتی آن را با عقل و خرد بسنجیم، مشخص میشود که به چه اندازه ارزشمند است.
هوش مصنوعی: ما دیگر مانند کودکان نیستیم که به دنبال زیباییهای ظاهری مانند رنگهای سرخ و زرد باشیم؛ بلکه دلهای ما از ثروت و جواهرات دنیا پر است و به چیزهای والاتر و ارزشمندتری توجه داریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
گردیده است گریه گره در گلوی شمع
در محفلی که رشته ز گوهر کشیده ایم
افسردگی علاج ندارد، و گرنه ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.