دل مسکین من در بند مانده ست
اسیر یار شکر خند مانده ست
نماند اندر دل من درد را جای
مده پندم نه جای پند مانده ست
نصیحت گوی من، لختی دعا گوی
که یک بیچاره ای در بند مانده ست
به جان پیوند کردم عاشقی را
کنون جان رفت و آن پیوند مانده ست
من امشب باری از دوری بمردم
هنوز، ای پاسبان، شب چند مانده ست
رهاوی ساز کن، ای مطرب صبح
که مطرب هم به زیر افگند مانده ست
بتا، از در مران بیچاره ای را
که در کوی تو حاجتمند مانده ست
به می سوگند خوردم جرعه ای بخش
که ما را در گلو سوگند مانده ست
ز غم گفتی که خسرو زنده چون ماند
دروغی گفته و خرسند مانده ست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و اسارت دل خود در عشق یار صحبت میکند و میگوید که با وجود نصیحتها و پندها، هنوز دلش در بند عشق مانده است. او از خداوند میخواهد که دعایی برای او کند، زیرا این عاشق بیچاره در رنج و دوری است. شاعر به یاد پیوندی که با عشقش داشته اشاره میکند و ابراز میدارد که با مرگ جانش، آن پیوند هنوز باقی مانده است. او از پاسبان شب میخواهد تا با شروع صبح او را رها کند و همچنین از زیبایی یار درخواست میکند که دستش را نراند. در پایان، شاعر به غمش اشاره میکند و میگوید که هرچند دیگران میگویند او زنده است، او به واقع در غم عشقش مرده است.
هوش مصنوعی: قلب بیچاره من در بند و زندانی شده و به عشق یار شیرین لب، گرفتار مانده است.
هوش مصنوعی: در دل من جایی برای درد باقی نمانده است، نصیحت من هم جایی ندارد چون دیگر جایی برای پند نگهداشتن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دوست من، کمی زمان بگذار و در دعا برای آن بیچارهای که در مشکلات و محدودیتها گرفتار است، سخن بگو.
هوش مصنوعی: عاشقی را به دل پیوند زده بودم، اما حالا که جانم در رفته، آن پیوند همچنان باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من امشب به خاطر دوری از تو خیلی ناراحتم و احساس مرگ میکنم، ای نگهبان، هنوز چند شب دیگر باید بگذرد؟
هوش مصنوعی: ای نوازنده صبح، آهنگ سرمستکنندهای بساز که حتی نوازنده نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و دگرگون شود.
هوش مصنوعی: ای معشوقه، از در خود طرد نکن کسی را که بیچاره و نیازمند در کوی تو مانده است.
هوش مصنوعی: میگوید به می (شراب) سوگند یاد میکنم که جرعهای نوشیدم، اما قسمی که در گلویم باقی مانده است.
هوش مصنوعی: تو از غم گفتی که خسرو چگونه زنده مانده است، در حالی که او دروغی گفته و با این حال خوشحال است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جواهر نامه باقی چند ماندهست
ز بهر این دلم در بند ماندهست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.