دل ز مهر تو در که پیوندم؟
دل ز مهرت کجا کند بندم؟
بس که دل می دری و می دوزی
یک دل است و هزار پیوندم
پیش ازینم دلی و دردی بود
دل شد، اکنون به درد خرسندم
به یکی دل غم تو نتوان خورد
بو که زلفت دهد دلی چندم
روی من زعفران شد و زین روی
خیره بر روی خود همی خندم
هر دم از تندباد سینه خویش
صبر از شاخ و بیخ برکندم
پند کم ده مراکز آن بگذشت
که نصیحت کند خردمندم
بعد از این دل به نیکوان ندهم
خسرو، ار جان دهد خداوندم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او میگوید که دلش همواره در پی وصل معشوق است و بهطرز عجیبی درگیر عشق او شده است. با وجود درد و غم ناشی از این عشق، او اکنون به این درد رضایت دارد و از آن لذت میبرد. شاعر خود را در چنگال یک دل شکستنی میبیند و احساس میکند که نمیتواند از غم جدایی معشوق فرار کند. در نهایت، او تصمیم میگیرد دیگر دل خود را به دست نیکان نسپارد و عشقش را در این مسیر همچنان ادامه دهد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو در کدامین رابطه میتواند باشد؟ و محبت تو را از کجا بگیرم و به کجا بپیوندم؟
هوش مصنوعی: تو چنان دل مرا میدرنجانی و با محبتهایت میدوزی که در دل من، به رغم یک دل، هزار ارتباط و پیوند وجود دارد.
هوش مصنوعی: قبل از این هم دلی آزرده و دردی داشتم، حالا که دل شفاف شده است، از درد خود راضیام.
هوش مصنوعی: نگهداری دل غم برای کسی دشوار است، چرا که زیبایی و جذابیت تو دلی را به هزاران دلبسته میکند.
هوش مصنوعی: چهرهام به زیبایی زعفران گشته و به خاطر این زیبایی، به خودم مینگرم و همگی شادمانه میخندم.
هوش مصنوعی: هر لحظه از فشارها و مشکلات درون خودم، به طور مداوم صبر و تحملم را از ریشه قطع میکنم.
هوش مصنوعی: پند کم بده، چون اساساً من از توصیههای خردمندانه عبور کردهام.
هوش مصنوعی: دیگر قلبم را به خوبان نمیسپارم، اگرچه جانم را نیز خداوند بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون گسی کردمت بدستک خویش
گنه خویش بر تو افگندم
خانه از روی تو تهی کردم
دیده از خون دل بیاگندم
عجب آید مرا ز کردهٔ خویش
[...]
پیش تو چون سنان کمر بندم
خون همی گریم و همی خندم
این همه هست و نیست فرزندم
که دل خویشتن درو بندم
بگسلم از تو، با که پیوندم؟
از تو گر بگسلم به خود خندم
بخت بیدار یاور من شد
ناگهان زی در تو افکندم
بندها بود بر من، اکنون شد
[...]
شب چو عقد نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.