ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
در چشم من ز خاک درش توتیا رسان
گر هیچ از آن طرف گذری افتدت ز من
خدمت بر و سلام بگوی و دعا رسان
یک تار بهر پرسش من زان قبا بکش
تشریف پادشاه به پشت گدا رسان
آن دل که برده ای ز من ار نیستت قبول
بازآر و هم به سینه این مبتلا رسان
جانی خراب دارم و وردست نام او
این درد را گرفته به نزد دوا رسان
گفتی که ناله تو به یار تو می رسد
آنجا که ناله می رسد، آنجا مرا رسان
از دیده غرق آب شدم، مردمی بکن
این آب را نهفته بدان آشنا رسان
ما چون نمی رسیم بدان آرزوی دل
یارب، تو آرزوی دل ما به ما رسان
خسرو که از فراق خیالی شد، ای صبا
از جاش در ربا و بدان دلربا رسان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غم و فراق یار میپردازد و از باد میخواهد که بوی محبوبش را به او برساند. او این غم را در دل و جانش حس میکند و از باد میخواهد تا پیغامی از او به محبوب برساند. شاعر از درد فراق و longing خود میگوید و دعا میکند که آرزویش به حقیقت بپیوندد. او همچنین در آرزوی وصال یار، نالههایش را به او میفرستد و از میطلبد که در این درد، او را یاری کند. در نهایت، شاعر به صبا، به عنوان نماد باد، میگوید که او هم بر امید و عشق خود پایدار بماند و پیغامش را به معشوق برساند.
هوش مصنوعی: ای باد، لطفاً بوی محبوبم را به من برسان و از خاک درِ خانهاش برایم داروی بینایی بیاور.
هوش مصنوعی: اگر به آن سمت عبوری داشته باشی، از من خواهش دارم که برایم سلام و دعا کنی.
هوش مصنوعی: یک تار از آن لباس زیبا را به خاطر سوال من بکش و نشان بده، تا اینکه مقام و رتبه پادشاه را به پشت گدا برسانی.
هوش مصنوعی: اگر دل من را از من گرفتی و تو را نمیپذیرد، دوباره برگرد و این حس را که به من دادی، به سینهام بازگردان.
هوش مصنوعی: من روحی آشفته و بیمار دارم و فقط نام او را به زبان میآورم، این درد مرا به جایی رسانده که به دنبال درمان باشم.
هوش مصنوعی: تو گفتی که صدای نالهات به محبوبت میرسد. پس من نیز میخواهم به جایی برسم که صدای نالهام به آنجا برسد.
هوش مصنوعی: از چشمم اشک زیادی ریخته شده است، مردم را وادار کن تا این اشکها را مخفی کنند و به آن کسی که میشناسم برسانند.
هوش مصنوعی: ما که به آرزوی دل خود نمیرسیم، ای خداوند، تو آرزوهای ما را به ما برسان.
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر دوری از معشوقش دچار حالت پریشانی و غم شده است. ای نسیم، تو از جایت برو و پیام او را به آن دلربا برسان.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان
بویی ز کوی صدق به اهل صفا رسان
بیگانه را خبر مده از حال این سخن
زان آشنا بیار و بدین آشنا رسان
جای حدیث او دل آشفتهٔ منست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.