کم زان که جان به کوی تو دانیم سوختن
گر جمله وام را نتوانیم توختن
گر تو نظاره آیی و یا پرسش کنی
ما را کدام چاره به از جامه دوختن؟
در پرده پوشی ام چه کنی کوشش، ای رقیب
جهل است چاک دامن دیوانه دوختن
جانا، مده اگر دو جهانت دهند، از آنک
یوسف به من یزید نشاید فروختن
شبهای من سیاه تر است، ار چه نیم شب
از آه من چراغ توان برفروختن
دعوی عشق کرده خسرو بیایدت
چون هندوان در آتش غم زنده سوختن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل خود به عشق و دلسوزی میپردازد و از سوختن جان خود در راه معشوق سخن میگوید. او به رقیب خود یادآوری میکند که جهل است اگر بخواهد به دلباختگی و دلبستگیاش خدشهای وارد کند. عشق او شدید و جانکاه است و حتی در تاریکی شبها نیز نمیتواند رهایی پیدا کند. شاعر با اندکی کنایه در مورد یوسف و یزید، ارزشهای معنوی عشق خود را نسبت به دنیا و زرق و برق آن برجسته میکند. عشقش همچون آتشی شعلهور است که او در آن میسوزد.
هوش مصنوعی: ما میدانیم که در راه تو جان میسوزد، اگرچه نتوانیم از همه وامها رهایی یابیم.
هوش مصنوعی: اگر تو به ما توجه و نگاه کنی یا از ما سوالی بکنی، چه کاری بهتر از دوختن جامه وجود دارد؟
هوش مصنوعی: ای رقیب، تو چقدر میخواهی برای فاش کردن رازهای من تلاش کنی؟ نمیدانی که از جهل و نادانی برای پنهان کردن عیبهایت استفاده کردهام، مانند دیوانهای که دامن خود را دوخته و نمیتواند آن را رها کند.
هوش مصنوعی: ای جانا، اگر دو دنیا را به من بدهند، باز هم نمیتوانم تو را در برابر یوسف (زیبایی یا محبوبم) به کسی دیگر بفروشم.
هوش مصنوعی: شبهای من بسیار تاریکتر است، هرچند که در نیمه شب، آه من میتواند چراغی روشن کند.
هوش مصنوعی: خسرو عاشقانه به تو دعوت میکند، مثل هندیها که در آتش غم زنده میسوزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.