کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو
زین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو
آن کجا وقت که در کوچه ما به جولان رفتن
دل بدزدیدن و دزدیده به ما دیدن تو
آن به خونریز خود از چشم رضا دیدن من
و آن بر احوال من از چشم جفا دیدن تو
حال زار گذر من شب تیره دانی
که چه فرق است ز نادیدن تا دیدن تو
خواست خسرو که نبیند غمی، اما چه کند
دیدنی بود، نگارا، غم نادیدن تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد بیخبری و جدایی صحبت میکند و میگوید که نداشتن دیدار محبوب، کارش را به بنبست کشانده است. او به یاد لحظاتی میافتد که در کوچههای شهر به جستجوی معشوق رفته و دلش را با یاد او پر کرده است. حالا با حال زار و دشواری مواجه است که نادیدهگرفتن محبوبش در مقایسه با دیدنش، او را رنج بیشتری میدهد. در نهایت، شاعر به ناچاریاش در برابر غم نادیدنش اعتراف میکند و حسرت میخورد که نمیتواند از غمهایش فرار کند.
هوش مصنوعی: من از عدم دیدنت به شدت دچار مشکل شدهام، پس ای چشمان من، چه راهی وجود دارد که ما و دیدنت را دوباره تجربه کنیم؟
هوش مصنوعی: وقتی دلِ عاشق در کوچه ما به رقص و شادی مشغول است، به ما اجازه میدهد تا نگاهش کنیم و احساساتش را از دور ببینیم.
هوش مصنوعی: من به چشم رضا، او را که خونریز است میبینم و تو هم از دیدگاه خود به من نگاه میکنی و حال و روز من را از نظر بیرحمیات مینگری.
هوش مصنوعی: من در حالتی سخت و ناامید هستم و در دل شب تاریک عاجزانه میفهمم که چه تفاوتی است بین نادیدن و دیدن تو.
هوش مصنوعی: خسرو آرزو داشت که غمی نبیند، اما چه میتواند بکند، چون دیدن تو باعث ناامیدی او شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.