ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
صد نامه پاکان را خط تو سیه کرده
چاه ذقنت کانجا جانها به حیل گنجد
طرفه که هزاران دل خون گشته به چه کرده
جولان خیالت را چشم تو به یک غمزه
اندر دل تنگ من بشکافته ره کرده
هر کس رخ زیبایی بیند به نظر هر سو
من دیده خیانت را هر سو که نگه کرده
خاک در تو صوفی بیزد به کلاه خود
خاک در ایشان هم تعظیم کله کرده
اول دل من خود را خون کرد به صد زاری
وانگاه به صد زاری یاد تو چو مه کرده
شد پخته دل خسرو کش خام همی خواندی
تو سوخته سر تا پا پر خاک سیه کرده


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود میپردازد. او با بیان اینکه جمال معشوقش تمام جهان را تحتالشعاع قرار داده، از درد و رنجی که این زیبایی برای او به همراه دارد، سخن میگوید. مجذوب شدن دلها به سوی او و سوختن دل خود را در اثر یاد معشوق بازگو میکند و به تأثیر یک نگاه یا غمزه بر زندگیاش اشاره میکند. همچنین، شاعر به حسرت و اندوه به خاطر دوری از معشوق پرداخته و با اشاره به خاکی بودن خود و دیگران، به مقام والای معشوق میانجامد.
هوش مصنوعی: ای که با رنگ شب، پردهای زیبا به وجود آوردی، خط تو بر روی نامههای پاکان سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که چاهی به نام ذقن وجود دارد که در آن جانها به نوعی جا میشوند. این چاه به قدری عمیق و پرمعناست که میتواند هزاران دل را که به خاطر عشق و حماسه داغدار شدهاند، در خود جای دهد. این حالت بیانگر عمق احساسات و رنجهای انسانی است.
هوش مصنوعی: چشم تو با یک نگاه، خیال تو را در دل پریشان من به حرکت درآورده و راهی برای ورود به آن باز کرده است.
هوش مصنوعی: هر کسی زیبایی را ببیند، به نظرش در هر کجا میتواند آن را مشاهده کند. اما من، در هر سمت که نگاه میکنم، خیانت میبینم.
هوش مصنوعی: در این بیت به نوعی اشاره شده که خاک یا گرد و غبار، بر سر صوفی مینشیند و در عین حال به معنای احترام نسبت به کسانی که فروتنی و تواضع دارند، نیز اشاره میشود. به عبارت دیگر، خاک بر سر صوفی نشانهای از humility و افتادگی اوست و در عین حال دیگران نیز به او احترام میگذارند.
هوش مصنوعی: در ابتدا دل من با غم و اندوه بسیار به حالت فراق افتاد، و در ادامه، با یاد تو همچون ماهی روشن و زیبا درخشید.
هوش مصنوعی: دل خسرو که پخته شده بود، تو هنوز به سادگی و ناگزیری خامی میخواندی. او هم اکنون به شدت دچار درد و سوختگی است و تمام وجودش غرق در غم و اندوه سیاه شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.