ما را دل زار مستمند است
و آویخته خم کمند است
ای جان کسی، دل رهی را
می پرس که نیک دردمند است
بدگوی که سرد گردد این دل
کز آتش شوق بر گزند است
تلخی نشنیدم از لبت هیچ
یا خود می تو هنوز قند است
خامان به نهان دهند پندم
با سوخته ای چه جای پند است
جان در خم زلف تست بنمای
تا بنگرمش که در چه بند است
تا خط تو نودمید گل را
بر سبزه هزار ریشخند است
خواهم سر سرو را ببرم
کز قد تو یک سری بلند است
آن روی که چشم بد ازان دور
بنمای که خسروش بسند است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دل زاری سخن میگوید که به عشق گرفتار است و همچنان دلبسته محبوبش به سر میبرد. او از زخمهای شوق و درد جدایی گلایه کرده و به زیبایی معشوق اشاراتی میکند. شاعر به معشوق پیشنهاد میدهد که نمایشی از زلف و چهرهاش داشته باشد تا بتواند در دنیای خود غرق شود و بساط دلخوشیاش را باز کند. در پایان، او به جمال محبوب اشاره میکند و این تناقض را به تصویر میکشد که در عین درد و رنج، زیبایی معشوق همواره مستولی است.
هوش مصنوعی: دل ما بسیار آسیبپذیر و دلتنگ است و در دام عشق گرفتار شدهایم.
هوش مصنوعی: ای جان کسی، از دلباختهای سؤال کن که به خوبی از درد و رنج آگاه است.
هوش مصنوعی: بدگویی که دل را سرد کند، از آتش شوقی که در دل است، نمیتواند رهایی پیدا کند.
هوش مصنوعی: من از لبت هیچ تلخی نشنیدم، یا اینکه هنوز برای خودت شیرینی دارد.
هوش مصنوعی: جاهلان در خفا به من نصیحت میکنند، ولی وقتی انسان دچار سوختگی و درد است، دیگر جایی برای نصیحت کردن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زندگیام در دستان توست، پس با لطفی نشانم بده تا ببینم چه چیز مرا به تو وابسته کرده است.
هوش مصنوعی: اگر خط تو را بر روی گل بکشند، سبزه هزار بار به آن میخندد.
هوش مصنوعی: میخواهم سر سرو را بزنم زیرا قد تو قد بلندی دارد.
هوش مصنوعی: آن چهرهای را نشان بده که چشمهای حسود از آن دوری کنند، زیرا محبوب من در آن زیبایی غرق شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نظم ار چه به مرتبت بلند است
آن علم طلب که سودمند است
دانست که زار و دردمند است
آن دلشده را نه جای پند است
طوبی که به سدره سربلند است
پیش قد تو نیازمند است
با خط تو سبزه گر زند لاف
از غنچه سزای ریشخند است
عمری تو و زلف با تو همسر
[...]
ور شکوه کنی، نه سودمند است
سخت است زمین، فلک بلند است
شورم ز لبان نوشخند است
این آب حیات که قند است
بوسی بده و بگیر جان را
کاین حسن تو مشتریپسند است
از زلف سیاه تابدارت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.