بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
که بهر نقل تو دارم دلی کباب شده
خراب کرده همه عاقلان عالم را
خصلت چو هر سر مه بر سر شراب شده
شب است زلف تو یکسو شده ز رخ، می نوش
کنون که ابر گشاده ست و ماهتاب شده
وفا مکن که بود عیب خوبرویان را
که جان دوست گذارند تا خراب شده
بهشت روی تو بادا همیشه خوش، هر چند
که هست بهر من آن دوزخ عذاب شده
در آب کرده ز سوز آفتاب خود را غرق
رخت چو غرق خوی از تف آفتاب شده
بسان طفل کز آواز خوش به خواب شود
ز آه و ناله من بخت من به خراب شده
من از تو باده طلب کرده و تو با دشنام
جواب داده و من مست آن جواب شده
مگو که گریه خون نیستش ز دوری من
چنین که از غم تو خون خسرو آب شده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شبی دلنشین و سرخوش صحبت میکند که به همراه شراب و زیبایی محبوبش میگذرد. او به تأثیر شراب و زلف محبوب بر حال و هوای خود اشاره میکند و اعتراف میکند که عقل و تدبیرش را تحت تأثیر این عشق و شراب از دست داده است. شاعر میداند که وفا در عشق کمیاب است و حتی با وجود زیبایی محبوب، درد و رنج جدایی را نیز تجربه میکند. او به دوزخی که به خاطر جدایی محبوبش احساس میکند، اشاره میکند و در نهایت به ناتوانیاش در برقراری ارتباط با محبوبش، حتی با وجود عشق و شور، پرداخته و به غم از دست رفتن او میپردازد.
هوش مصنوعی: بیا شبی با هم باشیم و از شراب لذت ببریم، زیرا من به خاطر یاد تو دلم در آتش اشتیاق میسوزد.
هوش مصنوعی: عقلمندان دنیا را به خاطر یک ویژگی خاص، که مانند سر مه در میان شراب است، دچار خرابکاری و اشتباه کرده است.
هوش مصنوعی: شب ستارهها در آسمان درخشش خاصی دارد و زلف تو به زیبایی کنار رفته است. اکنون زمان نوشیدن شراب فرا رسیده، چرا که ابرها کنار رفته و ماه نور خود را به زمین تابانده است.
هوش مصنوعی: وفا نکن، زیرا که عیب و نقصی در زیبا رویان وجود دارد، آنها جان خود را فدای عشق کرده و در این راه از خود میگذرند.
هوش مصنوعی: بهشت چهره تو همیشه برای من خوشایند است، هرچند که برای من آن دنیا پر از عذاب شده است.
هوش مصنوعی: از شدت گرمای آفتاب، خود را در آب غرق کردهای، مانند اینکه از حرارت خورشید، در لباس خود غوطهور شدهای.
هوش مصنوعی: مانند کودکی که با صدای زیبا به خواب میرود، بخت من از درد و نالهام ویران شده است.
هوش مصنوعی: من از تو نوشیدنی خواستم و تو به من توهین کردی، اما من با آن حرف تو مست شدم.
هوش مصنوعی: نگو که اشکهای من به خاطر دوریام نیست، زیرا غم تو مانند خون، به حال خسرو روان شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز خط عذار تو تا عنبرین نقاب شده
ز هاله خوبی مه پای در رکاب شده
خطی که روی بتان را برآورد ز حجاب
مه عذار ترا پرده حجاب شده
ز زلف چون به خط افتاد کار خوشدل باش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.