چه کردم کآخرم فرمان نکردی
بدیدی دردم و درمان نکردی
ز هجران تو کفری هست بر من
شب کفر مرا ایمان نکردی
به دشواری برآمد جانم از تن
ببردی جان من، آسان نکردی
چه جانها کان به وجه بوسه تو
برفت و نرخ را ازان نکردی
به گریه خواستم وصلت در این ملک
گدای خویش را سلطان نکردی
به کویت آرزومندان نمودند
نگاهی جانب ایشان نکردی
ترا گفتم که یک روزی مرا باش
برفتی از من و فرمان نکردی
دلم بردی و گفتی خواهمت داد
چو رفتی، پیش یاد آن نکردی
ندیدی عیش خسرو تلخ هرگز
به حلوای لبش مهمان نکردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با ناله و اندوه از جدایی محبوبش صحبت میکند و به درد و رنجی که در این دوری متحمل شده، اشاره میکند. او از محبوبش شکایت دارد که چگونه در سختیاش یاری نکرده و در انتظار وصال نشسته است. شاعر حسرت میخورد که آرزوهای عاشقانهاش برآورده نشده و حتی تلاقی نگاهها و نزدیکیها نیز به فراموشی سپرده شده است. او به تلخی زندگیاش پس از جدایی اشاره میکند و از اینکه محبوبش وعدههایش را فراموش کرده، غمگین است. در نهایت، شاعر با حسرت از فقدان هر گونه زندگی شاد و خوشی در پی جدایی خود سخن میگوید.
هوش مصنوعی: من چه کردهام که در نهایت، تو به من فرمان ندادستی؟ درد من را دیدی اما برای درمان آن کاری نکردی.
هوش مصنوعی: وجود نازنینت در نبودت به من احساس بیایمانی میدهد و تلاشهایم برای ایمان آوردن بینتیجه میماند.
هوش مصنوعی: جانم به سختی از جسمم جدا شد و تو، ای جان من، این کار را برایم آسان نکردی.
هوش مصنوعی: بسیاری از جانها به خاطر بوسهای که تو به آنها دادی، از بین رفتند و تو هیچ تغییر قیمتی در آنها ایجاد نکردی.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به تو در این سرزمین، به گریه و زاری پرداختم، اما تو به خواستهام پاسخ نگفتی و گدای عشق خود را به مقام سلطانی نرساندی.
هوش مصنوعی: آرزو مندان به کوی تو نگاهی کردند، اما تو به سمت آنها نگاهی نینداختی.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که روزی به من بپیوندی، اما تو از من رفتی و هیچ دستوری به من ندادی.
هوش مصنوعی: دل مرا بردی و گفتی به تو خواهم داد، اما وقتی که رفتی، به یاد آن گفتگو نیفتادی.
هوش مصنوعی: هرگز خوشیهای خسرو را با شیرینی لبش شریک نشدی و به او اهمیت ندادی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو جز در بوستان، جولان نکردی
نظر چون من، بدین زندان نکردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.