دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است
دیده در ماهی اگر بیند، رخت خوش طالع است
گر برفت از شوق رویت دل ز دستم، باک نیست
دل برفت و جان برفت و عقل و دین خوش قانع است
نقطه خالش به رخ منشور حسن است و نشانست
ملک لطف دلبری را روی خوبش جامع است
جنت و دوزخ بهشت و مردگی عین حیات
بی تو جنت دوزخ است و زندگانی ضایع است
چون بنفشه خم گرفته قامتم در هجر تو
همچو نرگس چشم من باز است و اشکش دامع است
کاکل مشکین پریشان بر رخ چون مه فگن
تا بپندارند کابری بر رخ مه واقع است
همچو ابر بی حیا سرگشته و برگشته باد
هر که خسرو را ز ماه روی خوبت مانع است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و زیبایی محبوبش میپردازد و میگوید که دل او به خاطر محبت معشوق به راحتی قانع است. او حس میکند حتی در غیاب محبوب، دل و جانش با یاد او زندگی را معنا میبخشد و از فقدانش باکی ندارد. شاعر زیبایی محبوب را همچون نماد لطافت و خوشبختی میبیند و بیان میکند که بدون معشوق، زندگی جهنمی است. همچنین، او خود را در هجران محبوب به حالتی غمگین و افسرده تشبیه میکند و مشاهده میکند که زیبایی و دلربایی محبوبش همواره در ذهنش تسلط دارد.
هوش مصنوعی: دل من به لطف و خوبیهای تو راضی است و اگر هم به ماهی نگاه کند، چهرهات را خوشبختی میبیند.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو باعث شد که دل من از دست برود، اشکالی ندارد؛ زیرا دل و جان و عقل و دین من همه راضی به این وضعیت هستند.
هوش مصنوعی: نقطهای که بر روی چهرهاش است، نشانه زیبایی اوست و نمایانگر ویژگیهای دلرباییاش میباشد. چهره زیبا و دلنشین او تمام خصوصیات خوب را در خود دارد.
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم، با زندگی و مردن، بدون وجود تو هیچ معنایی ندارند. بدون تو، بهشت و جهنم فقط تعبیر بیهودهای از زندگی هستند.
هوش مصنوعی: در غیبت تو، قامت من همچون بنفشه که خمیده شده است، در اضطراب و غم به سر میبرد. اما چشمهایم همچون نرگسی باز است و اشکهایم جاری میشوند.
هوش مصنوعی: موهای سیاه و پریشان او بر چهرهاش چون ماه میدرخشد، تا دیگران گمان کنند که زیبایی او چنان است که انگار گلی بر روی ماه قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: مانند ابری بیباک و سردرگم، بگذار باد بوزد؛ هر کسی که مانع از دیدن زیبایی صورت تو باشد، باید بداند که سرنوشتی ناپسند در انتظارش است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع است
عمر کان بگذشت بی روی نو عمری ضابع است
جان که رفت از پیش ما خواهد به آن لب باز گشت
چون به اصل خویش هر چیزی که بینی راجع است
نقطه خال و خطت آبات حسنند و جمال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.