باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟
خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین
چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت
نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو
نتواند به گل و لاله نازیبا داشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عاطفی و عاشقانه خود میپردازد. او با به تصویر کشیدن بهار و نقش باد نوروز، به حس و حال دلانگیز عشق اشاره دارد که دلش را تحت تأثیر قرار داده است. او از زیباییهای دلربا و محبتبرانگیز میگوید و از بلایی که عشق برایش ایجاد کرده شکایت میکند. همچنین، بیان میکند که باوجود همهی زیباییها، نمیتواند دل خود را آرام کند و دلبستگیاش به محبوبش او را رنج میدهد. شاعر این تضاد بین زیبایی و درد را با حل مشکلات در قلبش بیان میکند و به تاسف از ناتوانی در حفظ آرامش و قرار دلش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: باد نوروز به مانند روح ما بود و دل ما تحت تأثیر عطر کسی که عاشق او بودیم قرار داشت.
هوش مصنوعی: این همه زیبایی و نیکی از کجا پیدا شده است؟ ای پروردگار آسمان، این چه حادثهای بود که گرفتار ما شد؟
هوش مصنوعی: عشق در جانم نشسته و دل را ویران کرده است. چه کسی میداند که من که سوختهام، به خاطر این عشق چقدر دلم را میسوزاند؟
هوش مصنوعی: مردم میگویند که اگر جانت در خطر است، به کارهایی که میکنی اهمیت بده و نگذار احساساتت تلاطم ایجاد کند. اما من نمیتوانم دلم را ثابت نگهدارم و کنترلش کنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از باغی که در آن دیدارت را داشتم، نرود، هیچ زیبایی در گل و لاله وجود نخواهد داشت که بتواند جای تو را پر کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشت
خیمهٔ صبر من دل شده را برپا داشت
تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلم
عاقبت دست ز دامان من شیدا داشت
عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلی
[...]
بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
خم دلی پر گله از سرکشی مینا داشت
این زمان بر سر هر فاخته ای می لرزد
آن که چون سرو دو صد عاشق پا بر جا داشت
لب ساغر به مذاقم نمکین می آید
[...]
گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
مژه را بهر چه صف در صف جا بر جا داشت
تلخ کامی مرا دید و ترش روی نشست
آن که صد تنگ شکر در لب شکرخا داشت
جانم آمد به لب از حسرت شیرین دهنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.