زلف شستش که به هر مو دل دیگر بسته ست
بر دل من همه درهای خرد در بسته ست
مژه ها آخته چشمش، به چه سان زنده رهم
من ازان ترک که صد دشنه و خنجر بسته ست
ابلهی باشد بیم سر و لاف باری
با سواری که به فتراک بسی سر بسته ست
زیب اگر آنست که بر قامت او دیدم، باغ
تهمتی بیهده بر سرو و صنوبر بسته ست
روزی آن نرگس پر خواب به رویم بگشاد
مردمی نیست که بر غمزدگان در بسته ست
مرد حاجی به بیابان و خبر کی دارد
کعبه زان نامه که بر پای کبوتر بسته ست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و دردهای عاشقانهاش میپردازد. او از زلف معشوقی میگوید که هر رشتهاش دل دیگری را اسیر کرده و از دل خود که به خاطر عشق دچار مشکلاتی شده، گله میکند. زیبایی معشوقش را به باغ تشبیه میکند و در عین حال به ظلم و بیتوجهی دیگران نسبت به غمدیدگان اشاره میکند. شاعر همچنین به بیخبری مردم در مورد حال عاشقان و عشقهای ناتمام میپردازد و نشان میدهد که حالت عاشقانه و دلتنگی او به چه اندازه عمیق و پرمعناست.
هوش مصنوعی: موی زیبا و پیچیدهات که به هر رشتهاش دل دیگری وابسته است، بر دل من همه راههای عقل و خرد را بسته است.
هوش مصنوعی: چشمان او با مژههای بلند، چنان من را زنده نگه میدارد که گویی صدها دشنه و تیغ به قلب من فرو رفته است.
هوش مصنوعی: نابخردی است که به خاطر آوازهاش و ادعایش از سواری که بار زیادی بر دوش دارد بترسد، در حالی که او خود گرفتار مشکلات و بارهای سنگین است.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی را در قامت او دیدم، پس باغی که اشکالی به سرو و صنوبر بسته است، بیدلیل و بیهوده است.
هوش مصنوعی: روزی آن نرگس خوابآلود به روی من لبخند زد، اما کسی نیست که بر دلهای غمگین نظر کند و به آنها توجهی داشته باشد.
هوش مصنوعی: مرد حاجی به بیابان رفته و کسی از سفر او خبر ندارد، همانطور که کسی از کعبهای که بر پای کبوتر بسته شده اطلاعی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.