ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
جانم اسیر سلسله مشک ساری تست
هستند در دعای رهی جمله مردمان
بهر نجات عشق و رهی در دعای تست
گه خشم و گه کرشمه و گه عشوه گاه ناز
مسکین کسی که شیفته و مبتلای تست
تا چند تیغ برکشی و سر طلب کنی
اینک سری که می طلبی زیر پای تست
ما جان فدای خنجر تسلیم کرده ایم
خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست
گفتی که ابر گشت فلانی ز آب چشم
این ابر مدتی ست که اندر هوای تست
دل رفت و نیز سینه تهی شد ز آب چشم
ای صبر، باز گرد که آن جای جای تست
ای خط سبز، بر لب جانان خضر تویی
ما را مکش چو آب خضر آشنای تست
ای قرص آفتاب که دوری ز دست ما
آخر لبی ببخش که خسرو گدای تست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید و حال و هوای درونیاش را به تصویر میکشد. او به آرزوی ملاقات و به وصال رسیدن به محبوب اشاره میکند و از حالاتی چون خشم، کرشمه و عشوهی معشوق یاد میکند. شاعر در میانهی ابیات از عذاب و رنجی که به خاطر عشق متحمل میشود، سخن میگوید و به طعنه و تردید معشوق اشاره دارد. همچنین، از احساس ناتوانی در برابر ناکامیها و دوری از محبوب، و طلب وصال به عنوان سرنوشتی ناگزیر سخن میگوید. در نهایت، او خواستار بخشش و محبت معشوق است و از او میخواهد که سرنوشتش را دگرگون کند.
هوش مصنوعی: ای آرزوی دیدار، دلم فقط فکر تو را میکند و جانم در دام عطرت گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در دعاهای مردم، همه به دنبال نجات از عشق هستند، اما خود عشق در همین دعاها به یاد توست.
هوش مصنوعی: گاهی با خشم و گاهی با ناز و لوندی، و گاهی با حالتهای فریبنده و دلربا، کسی که شدیداً به تو علاقهمند و دچار عشق تو شده، در گیر و دار احساساتش قرار دارد.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در جستوجوی خواستهات تلاشی کنی و دیگران را آزار دهی؟ اکنون همان چیزی که به دنبال آن هستی در دسترس توست و در زیر پای تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: ما جان خود را فدای خنجر کردهایم، خواهی ما را ببخش و خواهی بکش؛ این به خواست تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: گفتی که فلانی همچون ابر، به خاطر اشکهایش در حال ریزش است. اما بدان که این ابر برای مدتی طولانی است که تحت تأثیر تو و یاد تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: دل و سینهام خالی از اشک شده است. ای صبر، برگرد که اکنون به تو نیاز دارم.
هوش مصنوعی: ای خط سبز، تو نشان دلبر منی، نکن مرا از عشق دور، چونکه تو یادآور آب حیات و آشنای من هستی.
هوش مصنوعی: ای خورشید تابان، تو که دوری و از دسترس ما خارج شدهای، لطفاً لباسی به ما هدیه کن، چون من گدای عشق تو هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.