دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
بیمار به هوش آمد، در مان که می آید
وه جان کسان هر سو، صد قلب روان از پس
خوانیش چنین لشکر، سلطان که می آید
ای دل، تو نمی گفتی کاینک ز پی مردن
اسباب مهیا کن آن جان که می آید
زان خال و خط مشکین با جمله بلا دیدم
این آیت رحمت بین در شان که می آید
ای ترک، مگو آخر بهر دل مسکینی
کز سوی تو بر جانم پیکان که می آید
خود نامه خویش آورد از بهر قصاص من
سر خاک ره قاصد فرمان که می آید
سیل مژه را رخنه انباشه شد، یارب
کان آب به چشم من تازان که می آید
خسرو به رهش باری قربان شد و بریان هم
تا باز ببین کان هم مهمان که می آید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با حالتی عاشقانه و هیجانزده به آمدن beloved خود اشاره میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از انتظار و شوقی میگوید که در دل دارد و به یاد جانانی میافتد که به سمت او میآید. در این مسیر، شاعر از درد و رنجهای عشق و همچنین زیباییهای معشوق خود یاد میکند. او به احساساتش در هنگام دیدار محبوب میپردازد و نشان میدهد که چطور آمدن این شخص تأثیری عمیق بر او دارد. در کل، غزل تجلی شوق و دلتنگی شاعر نسبت به معشوق است.
هوش مصنوعی: دل شاد و پرشور شد، وقتی محبوبم دارد میآید. حال بیمار نیز رو به بهبود است، چون خبر آمدن او به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف حال و استقبال افراد از ورود یک سلطان اشاره دارد. افراد به شدت متعهد و مشتاق هستند و هر کجا که مینگرند، نشانههایی از عشق و شوق به چشم میخورد. دلها پر از احساسات زنده و پرانرژی است و حالتی شبیه به جمعیتی عظیم و متحد را به نمایش میگذارد که به خاطر ورود این مقام بزرگ، خود را آماده کردهاند.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا به من نمیگویی که اکنون زمان آن رسیده است که برای مرگ آماده شوم، چون جان که قرار است بیاید نزدیک است؟
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و خاص بودن نشانههای عشق و محبت اشاره دارد. شاعر به چهرهی معشوق و آثار زیبای او توجه میکند و میگوید که این نشانهها خود دلیلی بر رحمت و لطف الهی هستند. او با تحسین به این زیباییها نگریسته و آنها را نشانهای از نعمتهای الهی میداند که به او ارزانی شدهاند.
هوش مصنوعی: ای ترک، نگو که چرا برای دل بیچارهای مثل من، تیر درد از سمت تو به جانم میرسد.
هوش مصنوعی: خودش نامهای آورد تا در حق من قصاصی صورت گیرد، از سر خاک، پیامرسانی خبر میدهد که میآید.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک شده و مانند سیل، مژههایم هم بر اثر آن پر آب است. ای خدا، این آب در چشمانم چرا بیوقفه سرازیر میشود؟
هوش مصنوعی: خسرو برای دیدن محبوبش حتی جانش را نیز فدای او کرد و برای بار دیگر میخواهد او را ببیند، زیرا مهمان دیگری در راه است که باید از او استقبال کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.