یک دل به سر کوی تو آباد نیابند
یک جان زخم زلف تو ازاد نیابند
از بس که گرفتار غمت شد همه دلها
آفاق بگردند و دلی شاد نیابند
روزی که روی مست و خرامان سوی بازار
در شهر یکی صومعه آباد نیابند
می کش که به تسلیم نهادم سر خود، زانک
در کشتن خوبان ز کسی داد نیابند
گفتی خبرت گه گهی از باد بپرسم
از خاک طلب، کین خبر از باد نیابند
جان می کن و از بهر وفا دم مزن، ای دل
کاین مزد ز خوبان پریزاد نیابند
ناخورده خراشی ز سر تیشه هجران
سنگی به سر تربت فرهاد نیابند
با بخت چه کارم ز پی وصل، که هرگز
مدبر صفتان گنج به بنیاد نیابند
خسرو، ز برای دل گم گشته چه نالی؟
دانی که دل رفته به فریاد نیابند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و درد جدایی محبوب سخن میگوید و بیان میکند که هیچ دل و جان دیگری بدون رنج و درد قادر به یافتن خوشی و شادمانی نیست. او به یاد عشقش در کوی محبوب و شکوه ناشی از فراق مینالد و میگوید که حتی در مکانهایی مانند صومعه نیز نمیتوان به آرامش رسید. در ادامه، شاعر از تسلیم شدن در برابر محبت و تعهد به عشق سخن میگوید و بیان میکند که خبر از دوستی و عشق به سادگی در دسترس نیست. او به سرنوشتی اشاره میکند که در آن، تلاش برای وصل به محبوب همواره ناکام بوده و آرزوهایش به یأس بدل شده است. در نهایت، خسرو به فریاد دل گمشدهاش میپردازد و تصریح میکند که بدون عشق و وصال، هیچ چیز ارزشمندی پیدا نخواهد شد.
هوش مصنوعی: هیچ قلبی نمیتواند به خوشحالی و آرامشی که در کوی تو وجود دارد، دست یابد و هیچ جانی نمیتواند از زخمهای ناشی از زلف تو آزاد شود.
هوش مصنوعی: به علت شدت و عمق غم تو، همه دلها در این جهان سرگردان و ناراحت هستند و هیچکس نمیتواند دل شاد و خوشی پیدا کند.
هوش مصنوعی: روزهایی که دلباخته و پرشور در خیابانها در حرکت باشی، نمیتوانی در شهری که پر از آرامش معنوی است، جایی مثل صومعه را پیدا کنی.
هوش مصنوعی: به خاطر تسلیم شدن خودم به عشق، او مرا میکشد؛ زیرا در کشتن انسانهای خوب، کسی به فریاد نمیرسد.
هوش مصنوعی: گفتی گاهگاهی از باد بپرسم، از زمین بپرسم که این خبر را هیچ وقت از باد نخواهم یافت.
هوش مصنوعی: ای دل، جان خود را فدای وفاداری کن و گلایه نکن، زیرا بدان که این پاداش و ثمره از خوبیها و زیباییهایی که جز از جانب دلبران به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: اگر کسی از درد جدایی و دوری بگوید، حتی همان زخم کمعمق و کوچک هم نمیتواند بر سنگ سرد قبر فرهاد حکایت کند. این نشان میدهد که غم جدایی عمق و شدت بیشتری دارد و زخمها و دردهایش فراتر از ظاهر قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: با سرنوشت خود چه کنم در جستجوی وصال، که هرگز افراد با تدبیر و هوشمند به گنجی که در اصل وجود دارد، دست نمییابند.
هوش مصنوعی: خسرو، چرا برای دل گمشدهات ناله میکنی؟ آیا میدانی که دل رفته را نمیتوان با فریاد و cries به دست آورد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی باد تو عشاق دل شاد نیابند
بی بندگی از بند غم آزاد نیابند
دیوانه دلانرا که کشد پای به زنجیر
گر بوی سر زلف تو از باد نیابند
هر تیر که گم گشت به مخجیر ز شیرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.