زهر تن چشم او جان را بدزدد
زهر دل زلفش ایمان را بدزدد
هزاران عمر باید مزد دزدیدش
چو آن عیار ما جان را بدزدد
بت محمل نشین زان ره که رفته ست
رهی خواهد بیابان را بدزدد
گرم ناوک زند خواهد دل من
که از بس شوق پیکان را بدزدد
خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم
وی آن لبهای خندان را بدزدد
چو دزدانم کشد آن در و گوهر
چو گاه خنده دندان را بدزدد
غمت دزدیده عقلم را که دیده ست
که دزد آید نگهبان را بدزدد
ز شرم مردمان تا چند چشمم
به دیده اشک غلطان را بدزدد
نخسپد کس شب از افغان خسرو
اگر چه در دل افغان را بدزدد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و جدایی سخن میگوید و به توصیف زیباییهای محبوب خود میپردازد. او از زهر چشمان محبوب و زلفهای او میگوید که جان و ایمانش را میدزدند و بر این اساس، اظهار میکند که هزاران عمر هم باید برای چنین عشقی هزینه کرد. همچنین، او اشتیاق و شوق عاطفی خود را بیان میکند و به لحظات خوشی که به خاطر محبوبش تجربه میکند اشاره دارد. در نهایت، شاعر به غم و اندوه ناشی از جدایی و تاثیر آن بر عقل و دلش میپردازد و به تنگنای عاطفی خود میلالد.
هوش مصنوعی: چشم او به قدری مضر و کشنده است که روح انسان را میرباید و زلف او به قدری فریبنده است که ایمان و اعتقاد را از دل میگیرد.
هوش مصنوعی: برای دزدی جان، باید سالها عمر را فدای او کرد، مانند آن دزد باهوش و زیرک.
هوش مصنوعی: بت زیبا را رها کن و به جادهای نرو که از آن عبور کردهای، زیرا کسی که راهی را رفته، جستجوگر بیابان و فضای جدیدی خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی احساسات شدید عشق به قلب من حمله میکند، چنان دلم میلرزد که گویی پیکان عشق به من اصابت کرده است.
هوش مصنوعی: خوشحالم وقتی که بخواهم از او بوسه بگیرم، او آن لبهای خندان را میدزدد.
هوش مصنوعی: زمانی که دزدانه خود را به نزدیکی در و جواهر میرساند، مانند آن است که کسی در زمان خنده، دندانهایش را دزدیده است.
هوش مصنوعی: غم تو عقل مرا دزدیده است؛ چون دزد، نگهبان را میبیند و او را هم میدزدد.
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و خجالت از مردم، تا کی باید چشمانم اشکهای خود را پنهان کند؟
هوش مصنوعی: هیچکس در شب آرام نخواهد خوابید، حتی اگر کابلزبانان در دل خود خیلی چیزها را مخفی کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو از تن تیر تو جان را بدزدد
ز تیرت سینه پیکان را بدزدد
گریزم در خدا چون بینم آن چشم
مباد آن کافر ایمان را بدزدد
خطت بنهفت لب را در شگفتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.