ببین تا دیده چند افسون نماید
که خود را چون تویی بیرون نماید
چو طالع شد رخ میمونت ما را
زمانه طالع میمون نماید
چو خورشید رخش بینم، مرا چشم
به هر دم نقش دیگرگون نماید
به خرمنها سخن سنجد ترازو
لبت چون خنده موزون نماید
اگر در روی زرد من نبینی
زهی این رو کسی را چون نماید
مبین در چشم من چندین که بسیار
چو اندر شیر بینی خون نماید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف زیبایی معشوق پرداخته و افسون چشمان او را ستایش میکند. او میگوید که هر بار که به چهرهی معشوق مینگرد، احساسات و تأثیرات جدیدی را تجربه میکند. به علاوه، لبخند معشوق را موزون و دلنواز میداند و تأکید میکند که حتی اگر در چهرهی او نشانهای از زردی ببیند، باز هم زیباییاش بینظیر است. در نهایت، شاعر با تشبیه نگاهها، به عمق و پیچیدگی احساسات اشاره میکند و تأکید میکند که حتی در ظاهری ساده، کنجکاوی و شور زندگی پنهان است.
هوش مصنوعی: ببین چقدر میتواند چشم تاثیرگذار باشد، که حتی تو را به گونهای نشان دهد که انگار از خودت جدا شدهای.
هوش مصنوعی: وقتی صورت خوشفرشت تو ظاهر میشود، زمانه نیز به ما خوب و خوشی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هر بار که چهرهی زیبای تو را میبینم، چشمم همیشه تصاویری جدید و متفاوت از تو را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: زمانی که لبخند زیبای تو به لبان تو میآید، همچون ترازویی عمل میکند که سخنها را وزن میکند و ارزش آنها را در دلها میسنجد.
هوش مصنوعی: اگر در چهره زرد من نشانهای از غم و اندوه نبینی، پس کسی چگونه میتواند این احساس را در خود ببیند؟
هوش مصنوعی: در چشمان من آنقدر تیره و تار است که حتی اگر شیر را ببینی، خون به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر یک چیز گوناگون نماید
عجب نبود چو بوقلمون نماید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.