گر نمی بینم دمی در روی او غم می کشد
ور کسی پهلوی او می بینم آن هم می کشد
من به عشق یک نظر می میرم واو با کسان
چون زید مسکین گرفتاری کش این غم می کشد
من ز محرم حیله می پرسم کز این غم چون زیم
وین خود از کشتن بتر کز طعنه محرم می کشد
می کشد از چشم و خوشتر آنکه می گوید که خلق
خود همی میرند، کس را چشم پرنم می کشد؟
ای دل خسته، چه جویی، مرهم از شیرین لبی؟
کو به شوخی دردمندان را به مرهم می کشد
چند پوشم گریه را تا کس نداند راز من؟
بیشتر هر جا مرا این چشم پرنم می کشد
زلف را زین گونه، جانا، هم مده رشته دراز
کو هزاران بسته را در زیر هر خم می کشد
از کرشمه خلق را تا می توانی می کشی
ور کسی از تو رها شد زلف در هم می کشد
خسروا، کی غم خورد، گر تو بمیری در غمش
آنکه صد همچون تو عاشق را به یک دم می کشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم عشق سخن میگوید و بیان میکند که احساس مرگ و اندوه او به خاطر دوری از معشوقش به او دست میدهد. او حتی وقتی معشوق در کنارش نیست، غمش ادامه دارد و آزارش از دیدن دیگرانی که در کنار معشوق او هستند بیشتر میشود. شاعر از بینزاکتی و فریب دیگران در عشق و دوستیهای ناکام مینالد و به این مسئله اشاره میکند که دلش زخمهای بسیاری دارد و نمیداند چطور این درد را پنهان کند. در پایان، شاعر هشدار میدهد که زلف معشوق میتواند در دام عشق دیگری بیفکند و این درد برای او عمیقتر از آن است که دیگران بتوانند درک کنند.
هوش مصنوعی: اگر لحظهای نتوانم چهرهی او را ببینم، غمدار میشوم. حتی اگر کسی در کنار او باشد، آن را نیز نمیتوانم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق یک نگاه از او میمیرم، در حالی که او مثل زید مسکین با دیگران درگیر این درد و غم است.
هوش مصنوعی: من از کسی که رازها را میداند میپرسم که در این غم چگونه باید زندگی کرد و اینکه چون خودم از مرگ هراسانترم، اما همچنان طعنهها و اشارههای آن شخص را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به زیبایی و تاثیر چشم انسان اشاره دارد. شاعر میگوید که چشمان فردی باعث گلوگیر شدن و گریه دیگران میشود و جالبتر این است که او میگوید وقتی انسانها خود در حال مرگ هستند، چه نیازی به این چشمان پر از اشک است؟ به نوعی بیان میکند که احساسات و زیباییهای بیرونی میتوانند تأثیر عمیق و غمانگیزی بر روح و روان افراد داشته باشند.
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، چرا به دنبال درمانی از لب شیرینی؟ او با شوخی، درد و رنج دردمندان را التیام میبخشد.
هوش مصنوعی: چند وقت میتوانم در برابر گریهام مقاومت کنم تا کسی از دلدردهایم آگاه نشود؟ هر جا که بروم، این چشمان اشکبارم مرا میکشند و مشخص میکنند که حال روحیام خوب نیست.
هوش مصنوعی: ای محبوب، زلفت را اینگونه دراز نکن، زیرا این زلف هزاران دل را در زیر هر تابش خود میکشد و به درد و رنج میاندازد.
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانی دیگران را با زهد و فریب خود تحت تأثیر قرار میدهی، اما اگر کسی از تو دور شود، به خودت برمیگردی و زیباییهای خود را به رخ میکشی.
هوش مصنوعی: ای خسروا! چرا غمگین باشی؟ اگر تو بمیری، آن کس که به تو عشق میورزد، میتواند صد عاشق دیگر را در یک لحظه از بین ببرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر اشارت میکنی، چشم تو مردم میکُشد
ور همیگوئی که بخشیدم تکلم میکشد
در فراقت میکَنم جان، ور بیائی جان دهم
روز بدبختی گدایان را تنعم میکشد
لعل تو بر من تبسم کرد چون تیغم زدی
[...]
از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد
روی گل شرمندگی از چشم شبنم می کشد
آه یعقوبی رسن بازی اگر خواهد نمود
یوسف ما خویش را از چاه زمزم می کشد
گر سلیمان است انگشت ندامت می گزد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.