باز با خویش گهی هم سخنش خواهم دید
یا نگاهی به سوی خویشتنش خواهم دید
زان من بود گهی او که بدانگونه که بود
هم بدین چشم دگر بار منش خواهم دید
گوشه چشمش دیدم دلم آنجا مانده ست
جان هم آنجاست به کنج دهنش خواهم دید
پیش ازین صبر ندارم، به رهش بنشستم
وقت آخر که هم آمد شدنش خواهم دید
مردمان روش ببینند و مرا طاقت نی
من همان زلف شکن بر شکنش خواهم دید
آشکارام دران دم که بخواهد کشتن
من نهانی به رخ چون سمنش خواهم دید
گر کشد، یاری ازین جور کشیدن بر هم
سوختم چند چنین کنش خواهم دید
او اگر آید وگرنه، چو مرا نیست قرار
من همین شسته به ره آمدنش خواهم دید
یارب، این خسرو ازین جور گهی خواهد زست
چند رسوا شده مرد و زنش خواهم دید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس عمیق و درونی خود نسبت به معشوق میپردازد و تمایلش را برای دیدن او بیان میکند. او به خاطرات و آن لحظات خاصی اشاره میکند که در آنها عاشق و معشوق با هم بودهاند، و از آرزوی دیدار دوباره و دلتنگیهایی که در این بین دارد سخن میگوید. همچنین، شاعر به تحمل سختیهای جدایی و گزیندن میان عشق و درد اشاره کرده و عزم خود برای ملاقات با معشوق را ابراز میکند. در نهایت، این عشق و شیفتگی او را در وضعیت نامطمئنی قرار داده است که به انتظار آمدن معشوق نشسته است.
هوش مصنوعی: گاهی با خودم صحبت میکنم یا به خودم نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این احساس است که گاهی اوقات ما افرادی را ملاقات میکنیم که در یک زمان خاص به گونهای خاص دیده میشوند و این احساس در ما ایجاد میشود که دوباره آنها را در شرایطی دیگر، با نگاهی متفاوت، خواهیم دید. به نوعی نشاندهنده تغییرات در درک و احساسات ما نسبت به دیگران است.
هوش مصنوعی: شاهدی را دیدهام که دل و جانم را در گوشه چشمانش جا گذاشتهام و اکنون میخواهم در لبخندش دوباره او را ببینم.
هوش مصنوعی: من دیگر忍 نمیتوانم، به راهش نشستهام و منتظرم تا در آخرین لحظه بیاید و او را ببینم.
هوش مصنوعی: مردم طرز فکر و رفتار دیگران را میبینند و من از این همه فشار و سختی تاب تحمل ندارم. من تنها آن زلف نازک و زیبا را خواهم دید که مرا به زحمت میاندازد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که بخواهد مرا به طرز پنهانی از بین ببرد، چون گل زیبایی که به آن نگاه میکنم، او را خواهم دید.
هوش مصنوعی: اگر کسی به من کمک کند، از این نوع درد و رنج که کشیدهام، سوختهام و به همین خاطر، میخواهم ببینم که چه بر سرم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر او بیاید یا نیاید، من که آرامش ندارم، همین انتظار را دارم که لحظه آمدنش را ببینم.
هوش مصنوعی: پروردگارا، این خسرونما از این وضعیت به چه زمانی رهایی خواهد یافت؟ چندان رسوا شدهام که دیگر نمیتوانم چهرهی مرد و زن را ببینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.