صبح چون از روی مشرق رو نمود
صحن مینا روضه مینو نمود
گیسوی شب شد سفید و آفتاب
نور شیبش از ته گیسو نمود
هندوی شب مرد و خورشید آتشی
از برای سوز آن هندو نمود
سوی ساقی مدت تاریک هجر
بس اشارت کز خم ابرو نمود
چشمه خورشید را در ته نشاند
عکس ساقی کز رخ ماهو نمود
ماه شبرو را چو گردون سلخ کرد
استخوانش در ته پهلو نمود
بنده خسرو دل به ساقی عرضه کرد
درد دل را پیش جان دارو نمود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیداری صبح و زیباییهای آن اشاره میکند. با طلوع آفتاب، شب از بین میرود و روشنی صبح جلوهگری میکند. او از تأثیر رازآلود شب و جاذبههای آن، و همچنین از عشق و شیدایی ناشی از هجران صحبت میکند. در این میان، دردی که به واسطهٔ دوری از ساقی و معشوق احساس میشود، به تصویر کشیده شده و شاعر به اظهار احساسات و ناگفتههایش در برابر محبوب میپردازد.
هوش مصنوعی: صبح که از سمت مشرق طلوع کرد، حیاط مینا مانند باغی زیبا و دلنواز به نظر رسید.
هوش مصنوعی: موهای شب مانند رنگ سفید شده و نور خورشید از انتهای آن به بیرون تابیده است.
هوش مصنوعی: هندوی شب از دنیا رفت و خورشید برای سوگواری او شعلهای از آتش به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: به سوی ساقی، مدت طولانی غم و دوری تنها با یک اشاره از ابروی او روشن میشود.
هوش مصنوعی: در عمق چشمه، تصویری از خورشید دیده میشود که مانند نوری خوش رنگ است، انگار ساقی با زیباییاش آن را به نمایش گذاشته است.
هوش مصنوعی: ماه درخشان شب، وقتی که آسمان را آتشین و سرخ کرد، استخوانهای او در گوشهای از پهلو نمایان شد.
هوش مصنوعی: بندهای که دلبستهی محبوب خود است، دردهایش را به ساقی میگوید و او را به عنوان کسی که میتواند دردی را درمان کند، معرفی میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آفتاب مه نقابی رو نمود
تو نکو می بین که او نیکو نمود
ذره ها روشن شدند از آفتاب
نور او بنگر که مارا هو نمود
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.