دلبر من دوش که مهمان رسید
در شب هجرم مه تابان رسید
ذره نم از چشمه خورشید یافت
مورچه را ملک سلیمان رسید
سایه صفت پست شدم زیر پاش
چون به من آن سرو خرامان رسید
زیستنم باد مبارک که باز
در تن مرده قدم جان رسید
آتش دل کشته شد و من شدم
زنده چو آن چشمه حیوان رسید
جلوه طاووس چرا ناورد
پر مگس کان شکرستان رسید؟
گریه خسرو چو نگه کرد، گفت
خانه روم باز که باران رسید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حال و هوای خود در شب هجر میپردازد و از دیدن محبوبش در این شب شگفتانگیز میگوید. او ابتدا به دوستی خویش اشاره میکند که همچون خورشید در دل شب میتابد و این نور به او زندگی دوباره میبخشد. در ادامه، شاعر از احساسات عمیق و شدت عشقش سخن میگوید و خود را در مقام زیر پای محبوبش میبیند. در نهایت، او به حالت گریه و اندوه خسرو اشاره میکند که پس از دیدن محبوب، به خانهاش بازمیگردد و به بارش باران اشاره دارد که نمادی از شادی و سکون است.
هوش مصنوعی: دلبر من دیشب وقتی که مهمانی آمد، در شب دوری از او، ماه نورانی نمایان شد.
هوش مصنوعی: یک ذره از نور خورشید بر روی مورچه نشسته بود و این باعث شد که او به مقام و جایگاه بلند مانند ملک سلیمان برسد.
هوش مصنوعی: وقتی آن سرو خوشقد و قامت به من رسید، احساس حقارت و پستی کردم و مانند سایهای زیر پاهای او قرار گرفتم.
هوش مصنوعی: زندگیام خوشا که دوباره در وجود مردهام روحی تازه دمیده شده است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق سوخت و من دوباره زنده شدم، مانند وقتی که آب حیات به جریان میافتد.
هوش مصنوعی: چرا طاووس زیباییاش را به نمایش نمیگذارد و فقط مگس را جذب میکند وقتی که عطر شیرین به وجود آمده است؟
هوش مصنوعی: زمانی که خسرو نگاهش به سمت دیگری افتاد، با اندوه گفت که به خانه برمیگردد، چون باران آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غارت عشقت به دل و جان رسید
آب ز دامن به گریبان رسید
جان و دلی داشتم از چیزها
نبوت آن نیز به پایان رسید
گفتم جانی به سر آید مرا
[...]
چون بنه عرش به پایان رسید
کار دل و جان به دل و جان رسید
مرغ خزان دیده به بستان رسید
تشنهٔ به سرچشمهٔ حیوان رسید
درد مرا نوبت درمان رسید
کار من از عشق بسامان رسید
شکر خدا راست که از لطف او
یوسف گم گشته بکنعان رسید
دیو از این عرصه کناری گرفت
[...]
شام فراق تو به پایان رسید
درد ترا نوبت درمان رسید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.