ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید
شب را به جنب طره تو گشته مو سفید
خط بر میار تا نشود روز ما سیاه
آن روی در خور است چنان باش کو سفید
با من چو وقت صبح چنین گفت شب که ما
کردیم موی در هوس روی او سفید
عمری هوای زلف تو پختیم و عاقبت
کردیم موی خویش درین آرزو سفید
در آرزوی آنکه جوانی بود مقیم
بسیار کرده ایم درین فکر مو سفید
جز در ختا و هند بیاض سواد من
خسرو میان نظم سیاهی مجو سفید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوق اشاره میکند و از روشنایی چهرهاش مانند خورشید میگوید. او در شب با زلف معشوق خود، از سفیدی موهایش به دلیل آرزوی دیدار و عشق صحبت میکند که نشاندهندهی گذر عمر و تأثیر عشق بر اوست. شاعر در پایان میگوید که نباید در میان اشعارش به دنبال سفیدی و روشنی باشد، چرا که بیشتر در غم و اندوه غوطهور است. پوریسزنت شاعر به نوعی تلاشی است برای حفظ یاد و نام عشق خود در میان سیاهیهای زندگی.
هوش مصنوعی: ای روشنایی از چهرهات، خورشید که به خاطر زیباییات درخشنده است، شب به خاطر تابش موی تو دچار تغییر شده و نقرهای گشته است.
هوش مصنوعی: نقش و نگار بکش تا روزگار ما تیره و تار نشود. آن چهره زیبا به قدری درخشان است که باید مانند آن، درخشان و روشن باشی.
هوش مصنوعی: شب به من گفت که زمانی در صبح، ما در آرزوی دیدن روی او، موهایمان را سپید کردیم.
هوش مصنوعی: ما سالها با آرزوی زیباترین زلفهای تو سر کردیم و در نهایت، موهای خودمان بر اثر این آرزو، به سفیدی گرایید.
هوش مصنوعی: ما همیشه در آرزوی جوانی بودهایم و به همین دلیل ساعات زیادی را به فکر کردن درباره آن گذراندهایم، اما اکنون موهایمان سفید شده است.
هوش مصنوعی: جز در سرزمین ختا و هند، نوشتههای من مانند کاغذ سفیدی است. ای خسرو، در میان نظم و سیاهی، سفید بودن من را جستجو نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.