دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
مردم زمین ز دیده کند تا بدان رود
هنگام باز رفتن تو مردن من است
ناچار مردنی بود آن دم که جان رود
هر خامشی که روی تو بیند فغان کند
هر گه که پیر سوی تو آید، جوان رود
من منت جفای تو بر جان نهم، از آنک
شمشیر دوستان همه بر نیکوان رود
کوشم که نام تو نبرم، لیک چون کنم؟
چون هر چه در دل است مرا بر زبان رود
آسان مگیر آه و دم سرد عاشقان
ای دل، مباد بر تو که باد خزان رود
فریاد خواسته ست، بگوییش، ای رقیب
تا چند گه ز دیده مردم نهان رود
ای مه، کجا رسی به رکاب نگار من
گیرم که خود عنان تو بر آسمان رود
ما را نه بخت یار و نه یار آشنا، دریغ
این عمر بی بدل که همه رایگان رود
خسرو، اگر بتان به قصاصش روان کنند
خوشدل چنان رود که کسی میهمان رود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس اندوه و فراق میگوید و دلش برای رفتن معشوق میسوزد. او اذعان میکند که رفتن معشوق برای او مانند مرگ است و در نبود او هر کمحرفی و خاموشی تبدیل به فریادی از درد میشود. شاعر تلاش میکند نام معشوق را بر زبان نیاورد، اما عشق و احساساتش به گونهای است که ناگزیر به ابراز آنها میپردازد. همچنین، او از نایابی یاران و نبود شانس در این مسیر سخن میگوید و در نهایت، اشاره میکند که حتی اگر به عقوبت عاشقان نیز برسد، خوشحال و راضی خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل را میکشی به سوی رفتن و هر کس که اینگونه برود، مردمان زمین او را از دید پنهان میکنند تا به آن سرزمین برود.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنارم میروی، برای من مرگ است. از پیش مقدر شده که در لحظهای که جان تو میرود، من هم ناچار باید بمیرم.
هوش مصنوعی: هر سکوتی که به خاطر تو باشد، نالهای به دنبال خواهد داشت، و هر بار که فردی کهنسالی به سمت تو بیاید، نوجوانی خواهد رفت.
هوش مصنوعی: من از آسیبها و بیمهریهای تو نمیهراسم و جانم را برای تو فدای میکنم، زیرا میدانم که تیرهای دوستان به سمت نیکوکاران میرود و آسیب به آنها وارد میشود.
هوش مصنوعی: تلاش میکنم که نامت را به زبان نیاورم، اما چطور میتوانم؟ زیرا هر چیزی که در دل دارم، ناخواسته بر لبانم جاری میشود.
هوش مصنوعی: ای دل، نگذار که آه و ناله عاشقان به سادگی نادیده گرفته شود، چون ممکن است روزی بر تو هم این سرنوشت تلخ بیفتد.
هوش مصنوعی: برای چه زمانی باید این فریاد را در دل پنهان کنم، ای رقیب؟ بگو تا چه زمانی باید در برابر خواستههایم سکوت کنم و در سایه باقی بمانم؟
هوش مصنوعی: ای ماه، به کجا میروی که من بتوانم در کنار معشوقم قرار بگیرم، در حالی که خود تو بر آسمان میروی؟
هوش مصنوعی: ما نه شانس خوبی داریم و نه دوستی نزدیک، افسوس که این عمر بیقیمت ما به سادگی میگذرد.
هوش مصنوعی: اگر بتان (زیبایان) برای انتقام خسرو به سوی او بیایند، او با خوشحالی و شادمانی به سوی آنها میرود، چنان که کسی به دیدار مهمانی میشتابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر جا حدیث خامه من بر زبان رود
بلبل چو بیضه در بغل آشیان رود
ترسم که بر لبی، سخن آن میان رود
مضمون بسته ایست، چرا رایگان رود؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.