گل و شکوفه همه هست و یار نیست، چه سود؟
بت شکر لب من در کنار نیست، چه سود؟
بهار آمد و هر گل که باید آن همه هست
گلی که می طلبم در بهار نیست، چه سود؟
به انتظار توان روی دوستان دیدن
دو دیده را چو سر انتظار نیست، چه سود؟
ز فرق تا به قدم زر شدم ز گونه زرد
ولی ز سنگ شکیبم عیار نیست، چه سود؟
ز بهر خوردن دل گر هزار غم دارم
چو بخت خویشتنم استوار نیست، چه سود؟
ز دوست مژده مقصود می رسد، لیکن
از آن هزار یکی برقرار نیست، چه سود؟
اگر چه باده امید می کشد، خسرو
ز دور چرخ سرش بی خمار نیست، چه سود؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غم و تنهایی خود در برابر زیباییهای بهار و گلها اشاره میکند و احساس میکند که بدون یار واقعی، هیچ چیزی ارزش ندارد. او با تأکید بر آرزوهایش از عدم رسیدن به مقصود و دوستی که در دوری است، ابراز ناامیدی میکند. با وجود شادیهای ظاهری و وعدههای امیدبخش، او به بیثمر بودن این امیدها و عدم ثبات آنها میپردازد. در نهایت، با وجود نوشیدن زیباییهای زندگی، نبود یار به او نشان میدهد که هیچ چیز حقیقتاً سرشار از سرخوشی نیست.
هوش مصنوعی: اگر همه زیباییها و نعمتها وجود داشته باشد اما محبوب در کنار نباشد، چه فایدهای دارد؟ حتی اگر زیبایی و شیرینی در کنارش باشد، بدون حضور او ارزش خاصی ندارد.
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و گلهای زیادی که باید وجود داشته باشند، همه هستند، اما گلی که من به دنبالش میگردم در این بهار پیدا نمیشود، پس چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: اگر در انتظار دیدن دوستان هستی و چشمانتظاری به سر نمیرسد، پس چه فایدهای دارد که مدام منتظر بمانی؟
هوش مصنوعی: از سر تا پای من زرین شده است و رنگ رخسارهام زرد است، اما به خاطر تحمل سختیها همچون سنگ هستم. در این حال، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: اگر برای لذت بردن از زندگی هزاران غم داشته باشم، اما قسمت من سرسخت و پایدار نباشد، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: از دوست خبری خوش میرسد که به هدف نزدیک میشویم، اما از میان هزاران وعده، فقط یکی به حقیقت میپیوندد. پس این چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: اگرچه نوشیدن امید آدم را خوشحال میکند، اما خسرو از دوری زمان و دنیای خود بیغم و بیتوجه نیست، پس چه فایدهای دارد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صبا رسید در او بوی یار نیست چه سود
نسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود
هزارگونه گل اندر بهار گر چه شکفت
چو بوی از گل من در بهار نیست چه سود
مراست از دو جهان اختیار یار ولیک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.