شه آن را دان که گفت از جان آزاد
به ترک بخل و خشم لهو و بیداد
شهی کش چارترکش در کله نیست
بباید ترک او گفتن که شه نیست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
شه آن را دان که گفت از جان آزاد
به ترک بخل و خشم لهو و بیداد
شهی کش چارترکش در کله نیست
بباید ترک او گفتن که شه نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به وصف حال و سرگذشت یک شاه میپردازد که برای رسیدن به آزادی و فضیلت، باید از خشم و بخل و لذتپرستی فاصله بگیرد. او به این نکته اشاره میکند که شاه باید از رفتارهای ناپسند و ظلم دوری کند تا به حقیقت و پادشاهی واقعی دست یابد. در این مسیر، ترک خواستههای زودگذر و بیهوده ضروری است تا شاه بتواند بر مشکلات غلبه کند و به مقام والایی برسد.
هوش مصنوعی: پادشاهی را بشناس که از عمق دلش به ما میآموزد که برای رهایی از بندها، باید از حرص و خشم، سرگرمیهای بیمعنی و ظلم دوری گزید.
هوش مصنوعی: هنری از شاهی که در میدان نبرد مهارت دارد، در واقع به معنای قدرت و رهبری اوست. اگر کسی بخواهد او را ترک کند یا دوری کند، باید بداند که او خود را از رهبری و عظمت محروم کرده است. در واقع، رنجش از یک شاه به معنای از دست دادن موقعیت و اعتبار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از آن پیوندها آمد حرارات
دگر پیوند کز وی شد برودت
اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بیوفا ای بیمروت
گریبانم ز دستت چاک چاکو
نخواهم دوخت تا روز قیامت
کشیده بارگاهی شصت بر شصت
ستاده خلق بر در دست بر دست
پدر بگشاد الماس زبان را
بسفت آنگه گهرهای بیان را
پسر را گفت گر داری هدایت
همه عمرت تمامست این حکایت
زهی دیدار تو فال سعادت
ترا می زبید آیین سیادت
همه اقبال تو توحید و سنّت
همه افعال تو عدل و عبادت
سرای شرع را از تو عمارت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.