تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
از فروغش همه ذرّات جهان پیدا شد
تا که از چهره خود باز برانداخت نقاب
از صفای رخ او کَون و مکان پیدا شد
پود از کَون و مکان نام و نشان ناپیدا
تا که از کَون و مکان نام و نشان پیدا شد
بود خاموش بگفتار درآمد عالم
بحدیثی که بتم راز زمان پیدا شد
بر لب جوی جهان تا که خرامان بگذشت
از هوای قد او سرو خرامان پیدا شد
کفر و دین از اثر زلف و رخش گشت پدید
در جهان تا که از آن سود و زیان پیدا شد
از رضا و سخطش گشت عیان لطف و غضب
زان یکی دوزخ و زان حور رخان پیدا شد
گرچه ذرّات جهان گشت عیان از مهرش
مهرش از جمله ذرّات جهان پیدا شد
یا رب آنروی چه روئیست که از پرتو آن
هرچه در کتم عدم بود نهان پیدا شد
از فروغ رخ خورشید رخش از سر مهر
مغربی ذرّه صفت رقص کنان پیدا شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر از حضور و ظهور خورشید جان و تاثیر آن بر عالم صحبت میکند. با نمایان شدن این خورشید، تمامی ذرات جهان و موجودات آن قابل مشاهده میشوند. چهره نورانی او تمامی نامها و نشانهها را از بین میبرد و همزمان وجود آنها را نمایان میسازد. همچنین، از خلال زیبایی و پرتو این خورشید، معانی کفر و دین، و نیز مفاهیمی مانند لطف و غضب به روشنی آشکار میشوند. در نهایت، شاعر از زیبایی و نورانی بودن این روی به عنوان عامل پیدایش همه چیز از عدم سخن میگوید.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید وجودم از شرق وجودم درخشید، از نور و تابش او تمامی ذرات جهان روشن شدند.
هوش مصنوعی: زمانی که پرده از چهرهاش کنار رفت و زیباییاش نمایان شد، همه چیز در عالم به وضوح و روشنایی درآمد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود و فضا نام و نشانی نداشت، همهچیز نامشخص و نامرئی بود، اما وقتی وجود و فضا شکل گرفت و شناختاری پیدا کرد، خود را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: در زمانی که فردی سکوت کرده بود، ناگهان با یک صحبت، جهانی به وجود آمد که به وسیله آن رازهای زمان آشکار گشت.
هوش مصنوعی: در کنار جوی آب، هنگامی که از زیبایی و جذبهاش گذشتم، درخت سرو خوشحالت و باوقار قابل مشاهده شد.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت چهره و موی معشوق باعث شد که مفهوم کفر و دین در جهان مشخص شود و از آنجا بود که هدفها و بهرههای زندگی مشخص گردید.
هوش مصنوعی: از رضایت و نارضایتی او، نعمت و عذاب آشکار شد. یکی به دوزخ و دیگری به حورهای زیبای بهشت آشکار گردید.
هوش مصنوعی: اگرچه ذرات جهان به خاطر نور و گرمای خورشید آشکار شدهاند، اما خود خورشید نیز از میان همان ذرات جهان پدید آمده است.
هوش مصنوعی: پروردگارا، آن چهرهی زیبای تو چه نوری دارد که باعث میشود هر چیزی که در darkness و عدم بود، آشکار و نمایان شود.
هوش مصنوعی: از نور و روشنی چهرهی خورشید، چهرهی او که از محبت و عشق میتابد، به آرامی و با زیبایی ظاهر شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار از پرده برون آمد و جان پیدا شد
برقع از روی برافکند و جهان پیدا شد
زخم زلف مسلسل بسر شانه گشود
گره و سلسله و کون و مکان پیدا شد
اینکه پیداست نهان بود پس پرده غیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.