رخت گرچه چو خورشید فلک مستور میباشد
دلم هم در فروغ خویشتن مستور میباشد
نقابی نیست رویت را به جز رخت دایم
نقابی گر بود مهر رخت را نور میباشد
به ما نزدیک نزدیک است و از ما دور دور آن رخ
که از افراط نزدیکی به غایت دور میباشد
جهان خورشید او بگرفت و شد زو بینصیب آن کس
که چون خفّاش از خورشید دیدن کور میباشد
به هجر خویشتن باید طلب کردن وصال او
که مردم وصل او دایم ز خود مهجور میباشد
قصور و حور و ولدان را نمیدانم ولی دانم
من آن کس را که ولدان و قصور و حور میباشد
که تا جامع و فاضل ز ایزد کردهام حاصل
که رطب و یابس عالم در او مسطور میباشد
ز جام نرگس مست و لب میگون آن ساقی
روان مغربی گه مست و گه مخمور میباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و نور سیمای محبوب صحبت میکند که حتی با وجود پنهان بودن، دل او را روشن میکند. او به نزدیکی و دوری معشوق اشاره دارد و میگوید که جاذبه عشق او به قدری زیاد است که باعث دوری معنوی میشود. همچنین، شاعر از ناتوانی در دیدن حقیقت عشق چون خفاش که در تاریکی مانده سخن میگوید و برای وصال معشوق، نیاز به فراق و جدایی احساس میکند. او در نهایت بیان میکند که دنیا و لذتهای آن برایش بیارزش است و حقیقت زیبا و باارزش در عشق او نهفته است. در بین این دگرگونیها و شرابخواریها، او به شادی و نشئگی عشق اشاره میکند که برایش جذابیت خاصی دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه ظاهرت مانند خورشید در آسمان پنهان است، اما دل من همچنان در نور و روشنی خودم پنهان است.
هوش مصنوعی: صورت تو هیچ پوششی ندارد، مگر اینکه چهرهات همیشه به زیبایی بُرقی باشد. اگر عشق تو وجود داشته باشد، نورت همواره تابان خواهد بود.
هوش مصنوعی: رخساری که به نظر میرسد بسیار نزدیک است، در واقع به خاطر شدت نزدیکیاش از ما بسیار فاصله دارد.
هوش مصنوعی: دنیا تحت تاثیر نور و روشنی او قرار گرفت، اما کسی که مانند خفاش به نور خورشید نگاه کند، از این روشنی محروم میماند و نمیتواند از آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصال محبوب، باید از جدایی خود رهایی پیدا کرد؛ زیرا کسانی که به وصال محبوب دست یافتهاند، همیشه از خود بیگانه و دور افتادهاند.
هوش مصنوعی: نمیدانم که قصور و حور و بچهها چیستند، اما میدانم که آن کسی که از اینها بهتر است را میشناسم.
هوش مصنوعی: من از خداوند توانستهام به گنجینهای از علم و فضل دست پیدا کنم که همهٔ دانشهای مختلف و گوناگون در آن جمع شده است.
هوش مصنوعی: از جام نرگس مست شدم و لبهای میگون آن ساقی، که شراب مغربی را مینوشد، گاهی سرمست و گاهی در حال زوال است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حضور قلب کی در سینه پرشور می باشد؟
کجا آسودگی در خانه زنبور می باشد؟
زکشتن زنده جاوید می گردند اهل حق
که از دار سیاست رایت منصور می باشد
نیاید در حیات آن کس که بیرون از تن خاکی
[...]
نگه در شبههٔ تحقیق من معذور میباشد
سراب آیینهام آیینهٔ من دور میباشد
من و ساز دکان خودفروشیها، چهحرفاست این
جنون این فضولی در سرمنصور میباشد
عذابی نیست گر از خانهپردازی برون آیی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.