مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد
تو مپندار که او مستی ازین می دارد
هیچ با هوش نیاید نفسی از مستی
آنکه از ساقی جان جام پیاپی دارد
دل برقص است از آن نغمه که گردون در چرخ
مست از وی نه سماع از دف و از نی دارد
یکنفس نیست دلم از نظر وی خالی
هرچه دارد دل من از نظر وی دارد
سایه مهر توام مهر تو از پی دارم
چندا سایه که خورشید تو در پی دارد
هر کجا هست بهاری زده ئی خالی نیست
دل بهاری ز گلستانِ تو در پی دارد
لیلی حسن ترا هم دل مجنون حی است
وه چو لیلی است که مجنون تو در حی دارد
آنکه در مملکت فقر و فنا پادشه است
با چنین ملک کیان، ملک کیان کی دارد
مغربی زنده و باقی نه بنان است و بجان
که مر او زندگی از باقی و از حی دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع مستی و عشق میپردازد. او از ساقی سخن میگوید که با میاش نوشخواران را مست میکند و این مستی را از آن دانسته که در وجود ساقی و همچنین در دل خود شاعر جاری است. او بیان میکند که محبوبش مانند خورشید است و همیشه بر دل او سایه افکنده، به طوری که هر جا بهاری باشد، در آن جستجوی محبوب خود میکند. در ادامه، شاعر اشاره میکند که حتی مجنون که عاشق لیلی است، از محبت او بی نصیب نیست و در نهایت به زندگی و باقیماندن خود اشاره میکند که نشاندهنده پیوندش با عشق و حقیقت است.
هوش مصنوعی: نوشیدنیام را به خاطر ندار و فکر نکن که او از این شراب به مستی روی آورده است.
هوش مصنوعی: هیچ انسانی با درک و فهم خود نمیتواند حال کسی را که به شدت شاد و سرمست است، درک کند؛ به ویژه اگر آن شخص از زحمات و دوستیهای جانفزای دیگران بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: دل به طرب و شادی مشغول است، چون آهنگی که آسمان به دور خود میچرخد و در حال مستی است. این حالتی شبیه به رقص و آهنگ نواختن طبل و نی دارد.
هوش مصنوعی: دل من در غیاب او هیچ چیز ندارد و هر آنچه که در این دل وجود دارد، تنها به سبب وجود اوست.
هوش مصنوعی: وجود من تحت تأثیر عشق و محبت تو قرار دارد، و این محبت من از عشق تو نشأت میگیرد، مانند سایهای که خورشید بر روی زمین میاندازد.
هوش مصنوعی: هر کجا که بروی، نشانهای از بهار به چشم میخورد و دل کسی که عاشق توست، همیشه در جستجوی زیبایی و گلهای توست.
هوش مصنوعی: لیلی، زیبایی تو همانند دل مجنون زنده است و تو نیز همچون لیلی هستی که مجنون برای تو در زنده است.
هوش مصنوعی: کسی که در سرزمین فقر و نابودی سلطنت میکند، چگونه میتواند با چنین سلطنتی که وجود دارد، مقایسه شود؟ یعنی سلطنتی که اصلاً ارزش و قدرتی ندارد.
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که انسانها تنها با وجود جسم خود زنده نیستند، بلکه زندگی و روح آنها در ارتباط با ماندگاری و حقیقت عمیقتری است که فراتر از وجود مادی آنها میباشد. وجود واقعی انسان به روح و جوهرهای وابسته است که باعث بقا و زندگی او میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمع رویت صفت نور تجلی دارد
بوی جان پرور زلفت دم عیسی دارد
بر در مکتب عشقت چو خرد روح امین
در کنار آمد و لوح الف و بی دارد
بر سر کوی تو آن دل که مقیم است چو خاک
[...]
شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد
پرده ی صورت فانوس چه معنی دارد
کار در عشق رسانده ست به جایی مجنون
که سیه خانه ز پیراهن لیلی دارد
خانه ای نیست که بی سایه ی قدش باشد
[...]
شمع بزم تو دماغ از می شوخی دارد
در سیه خانه شب جلوه لیلی دارد
حرفی از اول ارشاد (و) جنون می پرسم
مصرع ناله زنجیر چه معنی دارد
سبزه گل می کند از دامن مژگان سیاه
[...]
عاشق از جور بتان گرچه ملالی دارد
گو جمیل است جفا زآنکه جمالی دارد
تو زخورشید مجاور بنمائی دو هلال
آسمان گرچه بهر ماه هلالی دارد
دید بر ماه رخت دل خط و زو آه بگفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.