از مستی باده گر خروشان بدمی
کی ساقی بزم درد نوشان بدمی
از خرقه رنگ گر نه بیرون شدمی
کی واقف سرّ خرقه پوشان بدمی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به مستی و سرخوشی باده اشاره میکند و میگوید که اگر از این حالت خروشان خارج شود، وجود خود را در دنیای درد و رنج احساس خواهد کرد. او همچنین به خرقه و ظواهر اشاره میکند و میگوید که اگر از این مرز و حدود بیرون بیاید، کسی واقعیت درونی او را درک نخواهد کرد. در نهایت، این شعر بر اهمیت حال درونی و تجربههای شخصی در مواجهه با زندگی و درد تأکید دارد.
هوش مصنوعی: اگر از شدت مستی و شوق، فریاد بزنم، آیا تو ای ساقی، برای من که در بزم درد و رنج هستم، نوشیدنی میآوری؟
هوش مصنوعی: اگر از لباس رنگین بیرون نمیآمدم، هرگز به راز کسانی که لباس پوشیدهاند آگاه نمیشدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر من به صلاح خویش کوشان بدمی
سالار همه کبودپوشان بدمی
اکنون که اسیر و رند و میخوار شدم
ای کاش! غلام میفروشان بدمی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.