صحیفهایست به انشای کاتبان ازل
که از حصار دعا کوته است دست خلل
ز التماس قبول تصدّق است و دعا
که وعده را بدو انداخت اضطراب اجل
ز سعد و نحس چه پرسی تو فال نیک بزن
که مشتری به تو نزدیکتر بود ز زحل
عَطآء لُولُوة التّاج سَل مِنَ الفَیّاض
فانّها قطرات من السّحاب نَزَل
فضای مشرق و مغرب به ذرع پیمودن
همان دویدن عمر است و راه طول امل
برو به مدرسه و یادگیر صلح و صلاح
بیا به میکده و دور شو ز جنگ و جدل
گشاد دل طلبی صاف و پاک باید باخت
خدا به کوری شیطان نمیدهد به دغل
چنان که قوّه پرواز را دو بال دهند
همیشه فائده باهم دهند علم و عمل
غلط ز تو است نه از دیگری غلط نکنی
که قبله با همه عالم نشست مستقبل
همین بوَد همه را سرنوشت پیشانی
که هیچ کس نبرد جان ز دستبرد اجل
چنان که فن رباعی مسلم است به من
خیال تازهٔ مجذوب ماست طرز غزل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
واصْبَحْتُ یَوْمَ النَّفْرِ و العیسُ تَرْحَلُ
وَکانَ حُدَی الحادی بِنَا و هُوَ مُعْجِلُ
اُسائِلُ عَنْ سلمی فَهَلْ مِنْ مُخَبِّرٍ
بسانَّ له علماً بها أیْنَ تنزلُ
لَقَد اَفْسَدَتْ حجّی و نُسْکی و عُمرتی
[...]
طمع ندارم ازین پس زخلق جاه و محل
مگر به خالق و دادار خلق عز و جل
حرام را چو ندانستمی همی ز حلال
چو سرو قامت من در حریر بود و حلل
به طبع رفت به زیرم همی جهان جهان
[...]
ایا بجود و بآزادگی بدهر مثل
جهان بکلک تو و کف تو فکنده امل
چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مرا
ز نعمت تو بود مغز استخوان بمثل
اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردم
[...]
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
بدست مایه پیروزی و بتیغ اجل
بابر و دریا ماند بنانت گاه سخا
ببرق و صاعقه ماند سنانت گاه جدل
بدانش ودهش و جود و داد و دولت و دین
[...]
خجسته بادا بر خواجه عمید اجل
خجسته عید رسول خدای عزوجل
عماد ملک و ملک بوالفرج مفرج غم
که هم عماد جلالست و هم عمید اجل
اساس نصرت نصربن رستم آن که به دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.