ای سلسله مشک فکنده به قمر بر
خندیده لب پر شکر تو به شکر بر
چون قامت تو نیست سهی سرو خرامان
چون چهره تو نیست گل لعل به بر بر
تا تو کمری بستی باریک میان را
گویی که عیان بستی ویحک به خبر بر
مانا که رخم زرین کردی ز فراقت
کردی ز رخم طرف و نشاندی به کمر بر
چندان غم و اندوه فراز آمده در دل
کاندوده شده انده و غم یک بدگر بر
دل شد سپر جان ز نهیب مژه تو
تا چون مژه زخمی زند آخر به جگر بر
جان و تن بیچاره درمانده نمانند
گر زخم جگردوز تو آمد به جگر بر
تا هجر نشسته ست به نزدیک تو ساکن
این وصل سراسیمه بماند دست به در بر
بر تو گذرم روی بتابی همی از من
گویی که ندیدی تو مرا جز به گذر بر
من بر تو همی هر چه کنم دست نیابم
ای رشک قمر دست که باید به قمر بر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت محبوبش میپردازد و او را به شمعی خندان تشبیه میکند که دلانگیز و دلرباست. او از کمر باریک و چهرهاش به شگفتی مینشیند و احساس اندوهی عمیق از دوری او دارد. شاعر به زخمهای ناشی از این هجران اشاره میکند و میگوید که تا زمانیکه او دور است، درد و غم در دلش باقیمانده و هیچ راهی برای اتصال دوباره نمیبیند. در نهایت، او ابراز میکند که تمامی تلاشهایش برای نزدیک شدن به محبوب، به نتیجهای نمیرسد و همچنان در آرزو و حسرت او باقی میماند.
هوش مصنوعی: ای رشتهای از مشک که به ماه میخندی و لبان تو مثل شکر شیرین است، من هم به شکر در تو خندیدهام.
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو به زیبایی سروهای افراشته نیست و چهرهات به رنگ لعل و زیبایی گل نیست، چه چیزی میتواند به این زیبایی برسی؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو کمری باریک بستی، گویی که چیزی را به وضوح پوشاندهای. وای بر تو از این خبر!
هوش مصنوعی: ای کاش که زیبایی و زیباییات به خاطر دوری از من کم نشده باشد، که تو زیبایی خود را مانند طلا حفظ کردهای و در دلتنگی من، خود را مانند نوار بلند بر کمرت آویختهای.
هوش مصنوعی: دل پر از غم و اندوه است و احساسات من به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند. گویی غم دیگری نیز بر غمهای گذشته افزوده شده است.
هوش مصنوعی: دل همچون سپری در برابر جان قرار گرفت از شدت تأثیر نگاه تو، تا جایی که مانند چشمی که زخمی ایجاد میکند، در نهایت به جان آسیب برساند.
هوش مصنوعی: اگر زخم و درد تو به دل کسی برسد، جان و تن او دیگر بیچاره و درمانده نخواهند ماند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که فراق در نزدیکی تو قرار دارد، این پیوند پر از اضطراب و سردرگمی باقی بماند و دستت به در نوازش کند.
هوش مصنوعی: من به تو نگاه میکنم و از تو دور میشوم، اما تو از من میگویی که هرگز مرا نادیده نگرفتهای جز در لحظات کوتاه.
هوش مصنوعی: هر کاری که برای تو انجام دهم، به نتیجه نمیرسم، ای زیبا که به ماه میبالید. دستی که باید به ماه برسد، در اختیار من نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوروز فراز آمد و عیدش باثر بر
نز یکدیگر و هر دو زده یک بدگر بر
نوروز جهان پرور مانده ز دهاقین
دهقان جهان دیده ش پرورده ببر بر
آن زیور شاهانه که خورشید برو بست
[...]
ای تازه تر از برک گل تازه به بر بر
پرورده تو را خازن فردوس به بَر بر
عناب شکر بار تو هرگه که بخندد
شاید که بخندند به عناب و شکر بر
در سیم حَجَر داری و بر ماه چلیپا
[...]
ای خنده زنان بوس تو بر تنگ شکر بر
وی طنز کنان نوش تو بر رنگ گهر بر
جان تو که باشد ز در خندهٔ او باش
کز خنده شیرینت بخندد به شکر بر
بر مردمک دیدهٔ عشاق زنی گام
[...]
ای تازه تر از ترب و سفاناج ببربر
پرورده ترا غوری و غرچه بذکر بر
بر نیم بروت تو هر آنکه که بخندم
یک شهر بخندند بر آن نیم دگر بر
در خرزه چون سنگ دو پاره زده ای چنگ
[...]
ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
گویی که نزد مرگ تو را حلقه به در بر
بندیش از آن روز که دمهای شماری
تو میزنی و وهم زنت شوی دگر بر
خود را تو سپر کن به قبول همه احکام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.