چو مه روی نیکو برآراستی
سیه زلف مشکین بپیراستی
خرامان چو کبک دری از وثاق
برون آمدی بر زده آستی
چو آراسته روی نیکوی خویش
همه مجلس شه بیاراستی
رسیدی به کام دل خویشتن
که چون سرو از جای برخاستی
بیاراستی چون چمن بزم را
اگر خدمت شاه را خواستی
جهاندار مسعود کز رای او
پدیدار شد ملک را راستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. معشوقی که با زلفهای سیاه و روی نیکو، فضایی دلانگیز و شاداب به مجلس میبخشد. او با دلبری و ظرافت از جمع میگذرد و با ظاهری آراسته، دل میرباید. در انتها، شاعر بر اهمیت رضایت و کمک به شاه تأکید میکند و از نقش مثبت او در تحقق عدالت و زیبایی در دنیای خود سخن میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی که تو با زیبایی، چهرهات را زینت بخشیدی، موهای سیاه و خوشفرم خود را نیز آراستهای.
هوش مصنوعی: تو آرام و باوقار مانند کبکی آزاد از قید و بندها بیرون آمدهای و بر فراز آسمان پرواز میکنی.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی زیبا و نیکوی خود را تزئین کنی، تمام مجلس را به زیبایی خود زینت میبخشی.
هوش مصنوعی: به هدف و آرزوی دل خود دست یافتی و مانند درخت سرو که بلند و استوار میایستد، از جای خود بلند شدی و به خواستههایت دست پیدا کردی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در پیشگاه شاه جایی داشته باشی، باید مجلس را به زیبایی و نشاط چمن آراسته کنی.
هوش مصنوعی: جهاندار مسعود باعث شد که با تدبیر او، حقیقت ملک نمایان شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرانمایه شبگیر برخاستی
ز بهر پرستش بیاراستی
چو شب مایهٔ قیرگون خواستی
فلک را به گوهر بیاراستی
که کمتر کس ار جنگ را خاستی
در آوردگه لشکری خواستی
سپه کردی و کینه آراستی
بدیدی همی آنچه خود خواستی
زبان برستایش بیاراستی
نشستی و ازجای برخاستی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.