ای دلارای روزن زندان
دیدگان را نعیم جاویدی
بی محاق و کسوف بادی زآنک
شب مرا ماه و روز خورشیدی
همه سعدم تویی از آنکه مرا
فلک مشتری و ناهیدی
ور همی دیو بینم از تو رواست
که گذرگاه تخت جمشیدی
به امید تو زنده ام گر نه
مر مرا کشته بود نومیدی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای دلارای روزن زندان
دیدگان را نعیم جاویدی
بی محاق و کسوف بادی زآنک
شب مرا ماه و روز خورشیدی
همه سعدم تویی از آنکه مرا
فلک مشتری و ناهیدی
ور همی دیو بینم از تو رواست
که گذرگاه تخت جمشیدی
به امید تو زنده ام گر نه
مر مرا کشته بود نومیدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر خطاب به روزن زندان به توصیف احوالات خود میپردازد. او به روزن بهعنوان منبع امید و نور زندگیاش اشاره میکند و آن را به ماه و خورشید تشبیه میکند که در شب و روزش روشنی میبخشند. با وجود دیوهای درون و بیرون که او را تهدید میکنند، فقط امید به روشنایی و آزادی از طریق این روزن او را زنده نگهداشته است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که اگر توسل به این امید نباشد، او به دلیل ناامیدی از دنیا رفتهاست.
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبای من، که در این زندان چشمانم، خوشبختی ابدی را به تصویر میکشی.
هوش مصنوعی: در شب تار و بینوری، باد میوزد و من در این تاریکی همچون ماه و خورشید روشنایی دارم.
هوش مصنوعی: تمام خوشبختی من به تو بستگی دارد، زیرا تو برای من مانند سیاره مشتری و ناهید هستی.
هوش مصنوعی: اگر دیو و بدی را از تو ببینم، این طبیعی است، زیرا تو خودت مانند گذرگاهی به عظمت تخت جمشید هستی.
هوش مصنوعی: برای من تنها امید تو معنادار است و اگر این امید نبود، ناامیدی مرا از پای درمیآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دلارای روزن زندان
دیدگان را نعیم جاویدی
بیمحاق و کسوف بادی از آنک
شب مرا ماه و روز خورشیدی
همه سعدم تویی از آن که مرا
[...]
گفت هرگز تو زغفران دیدی
یا جز از نام هیچ نشنیدی
دیگری یافتی و بگزیدی
گفتنی گفتی و دیدنی دیدی
لیک اگر شاخ تر نجنبیدی
باد را چشم کس کجا دیدی
برکشیدی مرا و بگزیدی
ملک دادی و مال بخشیدی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.