ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
هر لحظه ای ز زخم تو درد دگر کشم
بس آب گرم و باد خنک هر شبی که من
از دیدگان ببارم و از سینه برکشم
یا پاره کن به قهر گریبان عمر من
یا دامنی بده که بدان پای درکشم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
هر لحظه ای ز زخم تو درد دگر کشم
بس آب گرم و باد خنک هر شبی که من
از دیدگان ببارم و از سینه برکشم
یا پاره کن به قهر گریبان عمر من
یا دامنی بده که بدان پای درکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از بخت بد و ناامیدی خود سخن میگوید و بیان میکند که هیچ خوشحالی و شادی از زندگی نمیبرد. او از درد و رنجی که به خاطر این بخت شوم تحمل میکند، یاد میکند و توصیف میکند که چگونه اشکها و احساساتش او را در شب و روز آزار میدهد. در نهایت، او به بخت خود میگوید که یا عمرش را به پایان برساند یا فرصتی به او بدهد.
هوش مصنوعی: ای سرنوشت بد، من هرگز از تو خوشحال نبودم و در هر لحظه به خاطر زخمهای تو درد جدیدی را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: هر شب که از چشمانم اشک میبارد و از دلکم غمی را بیرون میکشم، مانند آب گرم و باد خنک است.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر دو حالت است. در اولین حالت، گوینده از زندگی خود خسته و ناامید است و از طرفی دیگر درخواست میکند که فرصتی به او داده شود تا بتواند به آرامشی دست پیدا کند. او با این عبارات نشان میدهد که از عمر خود ناراضی است و یا باید به طور کامل پایان آن را ببیند یا اینکه دلیلی برای ادامه زندگیاش داشته باشد. اگرچه در ظاهر از خشم و ناامیدی صحبت میکند، اما در عمق آن جستوجوی امید و معنا وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
او می خورد بمردم و من دردسر کشم
درد مرا بغیر چه نسبت که مدعی
خار از قدم بر آرد و من از جگر کشم
ظاهر شود خرابی عالم ز سیل اشک
[...]
زین غم نه گریه آید و نی ناله برکشم
سخت است حال مشکل اگر تا سحر کشم
غایب نگشته از نظر از پا درآمدم
من آن نیم که رنج فراق سفر کشم
آن بلبل ندیده بهارم که انتظار
[...]
چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم
تیغم نمیبرد به چه امّید برکشم
از گریه کور گشتم و بیناییام به جاست
هر لحظه رشتهٔ مژه را در گهر کشم
عمرم به باغبان نخل قدش گذشت
[...]
تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
رفتم که رخت از سر کویت به در کشم
صیاد تا به چند من از حسرت چمن
در گوشه قفس سر خود زیر پر کشم
با یاد سنبل و گل رخسار زلف تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.